.
.
.

"کفر متحرک" به اسلام می رسد ولی "اسلام راکد" به کفر می رسد!

"سلمان ها" در حالی که کافر بودند، حرکتشان آنها را به رسول رسانید ولی "زبیرها" در حالی که با رسول بودند، رکودشان آنها را به کفر کشاند....

تولدم مبارک

 


چشم در تاثیر زیبایی از ابرو كمتر است

مستی ابروی یار از گیسوی او كمتراست



روز 12 دهم بود همه را به کوفه برده بودند !! کوفه فضای عجیبی داشت عده ای هلهله میکشیدند ، عده ای میخندیدند ، عده ای گریه میکردند ، عده ای هم زار میزدند !! پیرمردها محاسن خود را میکندند !! و یک طرف هم حضرت زینب با تمام هیبتش ایستاده بود ! شهر آشفته بود و هرکسی کاری میکرد ....
سر ابا عبدالله هم روی نیزه در کنار مردم و نگاه زینب به آن !!! یک طرف صورت را خاکستر گرفته بود و طرف دیگر را خون فقط یک خط میانی از صورت ابا عبدالله نمایان بود ! زنی بالای پشت بام بود که فریاد زد سر حسین کدام است ! گفتند آن که نیزه اش از همه بالاتر است ! حرامی سنگی برداشت و پرتاب کرد به سوی سر مبارک سید الشهدا و دیگر آن خط هم که نمایان بود دیگر پیدا نبود .....

گوش کن تا حرفهایم را بگویم بیشتر

گیسوان غرق خونت را ببویم بیشتر

در بیابان بودم و ترسیده بودم بارها

هر قدر از پشت سر از روبرویم بیشتر

هر قدر از دست تازیانه اش کردم فرار

آن سیاهی باز می آمد به سویم بیشتر

هر چه کمتر گریه کردم هر چه کمتر گم شدم

هی تبسم کرد و زد سیلی به رویم بیشتر

از همان لحظه که دیدم خیمه ها آتش گرفت

با همه قهرم ولیکن با عمویم بیشتر

من به خود گفتم میاید بچه ها گفتند نه

ریخت از عباس آنجا آبرویم بیشتر

من نمی دانم ولیکن عمه می داند چرا

چرک کرده زخم گوشم از گلویم بیشتر



خدایا صبر بده به این دلها
وگرنه داغ حسین میکشد ما را .....


أَلسَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّمآءِ،
أَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوکِ الْخِبآءِ
أَلسَّلامُ عَلَى الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ
أَلسَّلامُ عَلَى الرُّؤُوسِ الْمُشالاتِ
أَلسَّلامُ عَـلَى الاَْبْدانِ السَّلیبَةِ
أَلسَّلامُ  عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ
أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ
أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ


شبهه ای را مطرح میکرد که شهید میدان معرکه کفن نمیخواهد ! پس چرا میگویید امام حسین علیه السلام کفن نداشت و برایش کفن نیاوردند !!!
یا صاحب الزمان .....
شهید میدان معرکه در صورتی کفن نمیخواهد که لباس در تن داشته باشد و در این صورت نیاز به کفن ندارد !! اما امام حسین علیه السلام عریان بود .....
یا فاطمه الزهرا شرمنده ایم از این حرف ها .....



در بین اصحاب امام حسین علیه السلام بدجور حر بن یزید ریاحی را دوست داریم .....

ابروی کبودم چه به ابروی تو رفته 

این موی پر از پنجه به گیسوی تو رفته

 این زلف شکن اندر شکنم شانه نخورده

این موی پریشان به خم موی تو رفته

هر چند که جا گوشه ویرانه گرفتم

عطر نفسم بر لب خوش بوی تو رفته

تنها نشده شکل تو دندان شکسته

این دنده پهلو به پهلوی تو رفته

با مادر خود فاطمه گفتم شب دیدار

بازوی ورم کرده به با زوی تو رفته

تا باز کنم پلک تو را باز بیفتد

چشمان تو بر دختر کم روی تو رفته

از پای همه قافله خلخا ل ربودند

از دست نگفتی که النگوی تو رفته



در قبایل عرب مرسوم است که اگر شخصی از دنیا برود اطرافیان او برایش کفن هدیه میفرستند ! برادرانش ، همسایگانش ، اقوام ، و آشنایانش !!
نقل کرده اند که یکی از شیعیان امیر المومنین از دنیا رفت و برایش 70 کفن هدیه فرستادند !!
حالا خودتان وقایع کربلا و روز عاشورا را مرور کنید .....

اسمت که حسین باشد محرم به محرم از نگاه دیگران نمیتوانی فرار کنی !! جور دیگر نگاهت میکنند ! جور دیگر صدایت میکنند ! احترام خاصی برایت قائل اند !


محضر مبارک حضرت امام حسین بن علی از طرف شیعیان و مسلمانان :
شتابان خود را به کوفه برسان، مردم در انتظار قدوم شما هستند .نظری به فرد دیگری غیر از شما ندارند. آنچه می خواهند این است : هرچه زودتر ،  آری هرچه زودتر، هرچه زودتر خود را به کوفه برسانید ، خدا نگه دارت .
این نامه کوتاه را که از مردم نامرد کوفه خواندم مبهوت و حیران ماندم و با خود زمزمه میکردم که آیا میشود انسان اینقدر پست و فرومایه باشد ، آیا میشود مهمانی را فراخواند اما بعد از آمدن میهمان با او بد رفتاری کرد ! هجده هزار نامه برای امام حسین علیه السلام نوشتند که به کوفه بیاید اما تمامشان زیر حرفهایشان زدند خودشان با اختیار نامه نوشتند کسی آنها را مجبور نکرده بود! اما بعد از امدن امام هیچ کس او را همراهی نکرد حتی منکر نامه های خود شدند ! در تاریخ امده است هنگام ورود امام به شهر کوفه عده ای جلوی ورود امام را به شهر گرفتند و در بین آنها جوانی به امام گفت چرا به کوفه آمده ای ؟ امام فرمود خود شما نامه نوشته اید و مرا خوانده اید جوان گفت نه ما نامه ای ننوشتیم! امام دست کرد و از خورجین اسب نامه ای را بیرون آورد و به جوان فرمود : مگر این نامه تو نیست !! آن جوان دیگر حرفی نزد و سرش را پایین انداخت و از آن محل دور شد ، نقل کرده اند که دیگر کسی آن جوان را ندید!!
واقعه کربلا واقعه عجیبیست ،خیلی از آنهایی که به جنگ با امام آمده بودند روزه بودند ،حافظان قران بودند ،نذر کرده بودند برای شرکت در جنگ ،مهر و سجاده های نماز خود را هم همراه خود آورده بودند ،پیشانیهایشان از فرط سجده های مکرر پینه بسته بود ،اما با این حال در مقابل امام خود ایستادند و در مقابلش شمشیر علم کردند و با امام خود جنگ نمودند و در نهایت امام خود را به بدترین شکل ممکن به شهادت رساندند ،البته در بین آنها کسانی هم بودند که نمیدانستند که طرف مقابلشان پسر فاطمه است ! در کتابی میخواندم در لشکر دشمن فردی قوی هیکل بود که بسیار رجز خوانی میکرد و دعوت به مبارزه مینمود امام را که امام حسین علیه السلام به نبرد با او رفت و با یک حرکت شمشیرش رابه یک سو پرتاب کرد و با شمشیر زرهش را از هم شکافت و لبه شمشیر را زیر گلویش گرفت و چند لحظه به چشمانش خیره شد و از کشتنش دست برداشت و رفت ، یاران از امام سوال کردند چرا او را نکشتید ؟ امام فرمود : در چشمهایش محبت مادرمان فاطمه را دیدم ، این را که امام فرمود آن مرد قوی هیکل شنید و از اطرافیانش سوال کرد این مرد پسر فاطمه است ؟ به او گفتند آری پسر فاطمه است مرد بسیار ناراحت و پریشان شد بسیار بیتابی میکرد خودش را به این سو و آن سو میزد و از این که در برابر پسر فاطمه ایستاده است بسیار ناراحت ! اطرافیان که دیدند این مرد در لشکر غوغا به پا کرده است او را بردند و سر به نیست کردندکه نکند باعث تشویش لشگر شود .
دلیل اینکه این افراد در مقابل امام خود ایستادند را خود امام حسین علیه السلام بیان نمود و خطاب به لشکریان دشمن فرمود: دلیل اینکه شما در مقابل من ایستاده اید و حرف های من تاثیری بر شما ندارد این است که شکم هایتان پر شده است از لقمه های حرام !! و واقعا هم همین است لقمه حرام نمیگذارد حقایق را درک کرد لقمه حرام نمیگذارد مبدا میل آدمی تغیر کند البته میشود دلایل دیگری از جمله حدیث امام صادق علیه السلام را نیز بر آن زمیمه کرد که میفرماید : حب الدنیا راس کل خطیئه .
این مطالب را که مینویسم به خود هم میگویم نکند من هم مثل مردم کوفه باشم ، نکند من هم مثل آنها امامم را تنها گذارم ، نکند روزی در مقابل امامم بایستم ! کمی که با خود فکر میکنم میبینم من با مردم کوفه فرقی ندارم امام زمان خود را صدا میکنم برایش نامه مینویسم در قنوت نمازم دعای فرجش را میخوانم اما در عمل خلاف گفته هایش انجام میدهم دلش را خون میکنم . با خود دعا میکنم که در هنگام ظهور امام زمان زنده نباشم چون بعید نیست در مقابل امامم بایستم و انکارش کنم بعید نیست از کسانی باشم که در مقابلش شمشیر بکشم ....
سوالی که از همیشه از خود میپرسم :
در بین کدامین  لشگر هستی ،لشگر حق یا باطل ؟؟؟؟
این حدیث دلم را پر از آشوب میکند

یکی از افرادی که در کربلا در لشکر ابن زیاد حاضر بود محضر امام(علیه السلام)رسید و عرض کرد:ما در کربلا حاضر بودیم اماهیچ کاری نکردیم حتی سنگی هم نزدیم ! امام فرمود:خدا شما را لعنت کند که اگر نبودید دیگران آن کار را نمی کردند! شما باعث دلگرمی آنان شدید....

+ خدا هاشمی و مطهری و امثالهم را از ما نگیرد تا در این آشفته بازار مصادیقی برای مظلومیت حضرت آقا داشته باشیم !!!
+من سرهنگ نیستم " حقوقدانم" !!!! وقتی که روحانی که یک "روحانی " است این حرف را میزند دیگر نباید این انتظار را داشت که با دشمن و ظالم در یک میز ننشینند !!
+ آقای ظریف مدیون هستی اگر فیس بوکت را دقیقه به دقیقه به روز نکنی !!!
اقای ظریف واقعا روابط اجتماعی شما بالاست که خانم اشتون اینقدر پیشتان راحت است !!!! یاد دکتر جلیلی بخیر .....
+ آقایان کلید دارد یادتان است قول 100 را ....




مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic