.
.
.

نحن أبناء الزمان
.....


+ بخشی از خاطرات گروه جهادیمان + یادش بخیر ....

به غروب افتاب که نزدیک میشدیم میشد برخورد قطرات باران رو بر گونه ها حس کرد ! باران نم نم شروع به باریدن کرد ! غروب بسیار زیبا و نازی داشت ، باران که می بارید زیبایی غروب رو دوچندان میکرد ! چه لذت بخش بود زیر باران غروب را به پایان رساند ! خودتان میدانید که غروب و دلتنگی ملازم یگدیگرند ، غروب که بیاید دلتنگی هم می آید ، دلتنگی که بیاید اشک هم می آید ! اشک که بیاید دل میشکند ، دل که بشکند بوی عطر سیب می آید ، بوی عطر یاس می آید !! غروب که میشد همه دل تنگ میشدیم ، همه با خود خلوت میکردند هرکس میرفت در گوشه ای مینشست ، نمیدانم چه به روز بچه ها می آمد که دیگر نای کار کردن هم نداشتند ، دیگر نمیشد شوخی کرد حال خندیدن هم نداشتند ، حالشان همچون بچه ای بود که در میان شلوغی ها مادرش را گم کرده است و هی به این سو و آن سو مینگرد ! به یک بهانه بند بودند تا زیر باران اشک بریزند و اشکشان با باران یکی شود و کسی نفهمد که گریه میکنند ! همه چشم انتظار و منتظر بودند !! منتظر کسی که بیاید و یک خسته نباشید بگوید دستی به سرمان بکشد وگرد و خاک لباسمان را بتکاند و کمی هم از حال خرابمان بپرسد ( آقا میدانم آرزوی بزرگیست اما خوب جوانیم و آرزو داریم ) ! من که نه اما بچه ها واقعا زحمت میکشیدند تلاش میکردند بیشتر از توانشان کار میکردند از خواب و خوراکشان میزدند اما باز نگران بودند که نکند مورد رضایت صاحب امر قرار نگیرد ! نکند آقا از دست ما راضی نباشد !! نکند کارهایمان برای رضای خدا نباشد .... غروب که با این حس به پایان میرسید همه منتظر اذان بودیم تا جانی تازه کنیم ، وضو میگرفتیم و راهی مسجد میشدیم در بین راه گاه گاهی این بیت را با خود زمزمه میکردم : سر را به زمین نهاده ای بهر نماز ، آن را به زمین بنه که در سر داری !!


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


وجود مختص خداوند است و اوست که همیشه می ماند و ماندگار است و هر چه غیر خداوند وجود ندارد و عدم است , یعنی ماندگاری ندارد ! و همچنین هر چه که در راستای خداوند و امر او باشد به دلیل اصل وجود , وجود پیدا میکند و ماندگار میشود و هر چه هم که در راستای خداوند و امر او نباشد وجود پیدا نمیکند و ماندگار نیست ! اگر میخواهیم کارها و افعال یا هر چیز دیگر از ماندگار بماند باید برای خداوند باشد وگرنه اگر برای غیر باشد دیگر ماندگار نیست ! زیرا هرچیزی که برای خداوند باشد یا متصل به او  باشد میرود زیر بیرقش و وجود پیدا میکند و وجود محال است به عدم تبدیل شود ! در طول تاریخ بسیار دیده ایم و شاهد بوده ایم کارهایی را که برای خدا بوده و ماندگار شده و کارهایی که برای غیر بوده و از بین رفته !
در تاریخ شاعران مختلفی آمده اند و رفته اند اما شعر عده ای ماندگار شده است و دلیلش هم این است که برای خداوند سروده شده و لذا وجود پیدا کرده است .
کتاب های زیادی نوشته شده که بسیاری از آنها فراموش شده اند , کارهای بزرگی صورت گرفته اما بعد از مدتی فراموش شده , خدمات خوبی انجام شده اما همه فراموش شده ...

+ شهید نمونه ی بارز و آشکار قدم برداشتن برای خداست! شهید اگر خدایی نبود ماندگار نمیشد +
+ اگر میخواهیم عشقمان ماندگار باشد باید خدایی و یا در راستای اوامر الهی باشد +

گاهی اوقات اینقدر منیت وجودمان فوران میکند که فکر میکنیم برای خودمان کسی شده ایم و شده ایم یکی از بهترین بندگان خدا ، شده ایم عبد صالح خدا ، خود را از دیگران بهتر میدانیم و دیگران را گناهکار و نافرمان خطاب میکنیم و نگاهمان به دیگران از بالا به پایین است !
اما همه ی این فکر و تصور ها و خود برتر بینی ها جز خیالات و تصورات واهی ذهن ما نیست و هیچ واقعیت بیرونی ندارد ! خیلی از گناه نکردن های ما سالبه ی به انتفای موضوع است برای تک تک ما ، یعنی هیچ گونه موقعیت گناه کردن پیش نمی اید تا امتحان شویم و خود را محک بزنیم اما در ذهن خود تصور این را داریم که اگر در موقعیت گناه قرار بگیریم سربلند بیرون می اییم ، عجب خوش خیال هستیم اگر نوع زندگی و محیط ما پر و مملو از گناه بود و خود را نگه داشتیم باید به خودمان ببالیم نه آن زمانی که در معرض هیچ گناهی قرار نمیگیریم و خود را برتر میدانیم !
این را هم خیلی از ما نمیفهمیم که گناه ها نسبت به آدمها و اشخاص و محیط متفاوت است ، مثلا خیلی از ما شاید مرتکب دزدی یا قتل ، خوردن مسکرات و امثالهم نشویم فقط به دلیل محیط زندگی اما به راحتی مرتکب گناه های مثل غیبت ، نگاه به نامحرم ، شوخی با نامحرم ، زدن تهمت و حرف گویی بر علیه دیگران ، تجسس و دخالت در امور شخصی دیگران و هزاران گناه دیگر که در بین ما کم و بی توجه جلوه داده شده  و به راحتی هم مرتکبش میشویم !!

از چشمهای من هیجان را گرفته اید
این روز ها عجیب خودتان را گرفته اید
با این سکوت و نگاه و غضب به چشم
حرف و کلام و دهان را گرفته اید
حرفه بدی نمی زنم اما شما به فحش
از این غزل تمام بیان را گرفته اید
خانم جسارت است ببخشید یک سوال
با اخمتان کجای جهان را گرفته اید؟
خانم شما که درس نخواندید پس کجا؟
کی ؟ دکترای زخم زبان را گرفته اید؟
باشد قبول نامه دگر من نمی دهم
آخر چرا کبوترمان را گرفته اید؟
بر مانیامده دل کندن از شما
آخر شما تمام زمان را گرفته اید



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات