خدا لعنتشان کند
طی این چند روز گذشته در دانشگاه.... سه عدد پرچم عزای حضرت زهرا را به اتش کشیدند

بله اینها از نسل همان هایی هستند که به خانه  مادرمان حمله ور شدند و به اتش کشیدند
تاسف بیشتر این است که کسی صدایش هم در نمی اید انگار نه انگار که چه شده است ...

سلام

روزگاریست که میشنویم میگویند ولایت مدار ولایت پذیر اما نمیدانیم معنای واقعی ان را البته بزرگان !! برایمان تعریف میکنند این کلمه را انها میگویند یعنی التزام عملی به احکام حکومتی البته برای خودشان میگویند ! اینها فقط معنای ظاهری انرا گرفته اند ولی این یک معنای واقعی دارد
عده ای دیگر هم تعریف خودشان رادارند و  و پایشان را فراتر گذاشته اند و میگویند ولایت پذیری یعنی گوش به فرمان رهبر بودن بدون چون و چرا و بدون ذره ای تردید بدون ذره ای درنگ  و این تعریف بیشتر به دلمان میچسبد واین معنای واقعیست .
چه جمله زیباییست از جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان که فرمود :
اگر فرمانده به من بگوید از بالای کوه خود را به پایین پرتاب کن بدون چون و چرا این کار را خواهم کرد واگر بعد زنده ماندم دلیلش را میپرسم .
بله این یعنی ولایت پذیری این یعنی تابع محض  و گوش به فرمان رهبر بودن بدون چون چرا ...
یاد عملیات کربلای 4 می افتم که راوی میگوید ما میدانستیم عملیات لو رفته است و موفق نمیشویم اما باز به حرف فرمانده گوش دادیم البته نمیدانم درست بود یا نه ....؟؟؟ ولی خوب  به حرف فرمانده خود عمل کردند .

بله باید اینطور باشد وقتی ما برای خود رهبر مشخص میکنیم باید تابع محض اوباشیم و حرف او را به جان بخریم و اطاعت امرش کنیم
نه مثل کسانی باشیم که در بعضی اوقات گوش به فرمان باشیم ودر اوقات دیگر نه ...
متاسفانه میشنویم ومیبینیم که افرادی که روزی خود را تابع محض ولایت میدانستند راه خود را عوض کرده اند و فقط به ظاهر ولایتی هستند
دکتر میگوید ولایت در چارچوب قانون .؟ میبینیم امر رهبر را زمین میگزارند به تاخیر میاندازند و گاهی هم مخالفت میکنند این که نشد ولایتی بودن خودشان را گول میزنند
و میبینیم مرجعی را که برای دیدار رهبرش شرط میگزارد و یا به دیدارش نمیرود .

وهچنین فردی  که اورا ستون نظام خطاب میکنند البته انها میگویند ستون  ستونی که از پایه کج است ولرزان است ستون نیست دیگر ... بالخره یک روز فرو خواهد ریخت واین فرد برای رهبری خط و نشان میکشد حرفش را زمین میگزارد بر خلافش عمل میکند و ...

ما فقط حرف میزنیم مطلب مینویسیم همایش میگیریم مقاله مینویسیم اما در عمل اصلا این امر را رعایت نمیکنیم .
اگر این امر را رعایت میکردیم وضع اینطور نمیشد اکنون رهبر ما تک و تنها ایستاده است باهمه مشکلات
 در جریان فتنه خوب تنهاییش را غربتش را حس کردیم همه ادعا میکنند همه دروغ میگویند که گوش به فرمان هستند  به جز عده ای اندک .
همه کارها ومشکلات را به عهده رهبر گذاشته اند و خود نشسته اند در خانهایشان در پای درس خارجشان وفقط انتقاد میکنند یکی نیست به انها بگوید شما خود نمیتوانید حتی خانه خود را اداره کنید نمی توانید کلاس درس  را اداره کنید

از موضوع اصلی خارج شدم ....

دیگر ادامه نمیدهم که خیلی دلمان از این جماعت ......   پر است.....



فاطمیه :   اوضاع بدتر از آنی بود که برای ما گفتند
                از دست هیچ کس  کاری ساخته نبود ....



موضوع :
سیاسی , دل نوشته , 

سلام

یکی از اساتیدمون بهم میگفت که حسین سعی کن تو زندگی که داری وظیفه شناس باشی موقعیت شناس باشی بهم میگفت تصور کن که داری با براهین عقلی وجود خدا رو اثبات میکنی و در اوج بحث قرار داری که مادرت صدات میکنه و بهت میگه برو نونوایی یا فلان کا رو انجام بده اگه تو اینجا ادامه کارت رو انجام بدی و به حرف مادرت گوش ندی دیگه بحثت فایده نداره حتی اگه به بهترین وجه کارت رو انجام بدی چون دیگه برای خدا نیست برای نفسته برای دل خودته نه برای خدا چون اطاعت از مادر واجبه اما بحث و درس مستحبه ...

یا مثل اینکه داری زیارت عاشورا میخونی که مادرت صدات میکنه اما تو بی توجه ادامه زیارت رو میخونی ...
یا داری برا وبلاگت مطلب میزاری که صدای اذان رو میشنوی ....
یا داری برا وبلاگت مطالب نامربوط مینویسی ...
و یا.... 
اینجاست که باید بفهمی وظیفت چیه ؟

بعدش بهم گفت یه نگاهی به تاریخ بنداز و ببین چه کسانی به خاطر عدم وظیفه شناسی و موقعیت شناسی به بیراهه رفتن ببین در زمان حضرت علی چه افرادی زمین خوردند
یا مثل همین فتنه اخیر که خیلی از علما و بزرگان دین و افراد مسئول در جامعه نتونستند به طور شایسته وظیفه خودشونو انجام بدن اون وقتی که باید حرف بزنند حرف نمیزنند و اون وقتی که نباید حرف بزنند حرف میزنند و همین باعث میشه که به بیراهه برند و نتونند وظیفه واقعی خودشونو انجام بدند


واقعا خیلی سخته که ما وظیفه اصلی خودمون رو تشخیص بدیم خیلی  خیلی سخته مثلا تو این دنیای مجازی وظیفه ما چیه ؟ باید چی کار کنیم ؟دنبال چی باشیم؟ انتقاد کنیم از وضع جامعه از نظام از اقتصاد یا نه؟

ویا خیلی سوالات دیگر .... که حال نوشتنشونو  ندارم ....


مثال های خیلی زیادی تو ذهنم بود که بنویسم اما فاکتور گرفتمشون

دعا کنید که همه ما بتونیم وظیفه واقعی که به گردنمونه رو انجام بدیم ...


بی ربط:

هرچه کردیم علاج دل بیمار نشد

                                                                  تنگ شد حوصله از بهر پرستاری دل..



موضوع :
مذهبی , اجتماعی , دل نوشته , 

سلام
دیروز در سالن مطالعه حوزه که بودم به این فکر میکردم که برای پست جدید چه مطلبی بنویسم مطالب زیادی به ذهنم خطور کرد که همه انها به نوعی نقد و زیر سوال بردن افراد یا سیستم ها بود اما بیخیال شدم از نوشتنشون و به کتاب خانه رفتم همین طور که داشتم بین قفسه های کتابخانه راه میرفتم به قفسه کتابهای امام خمینی رسیدم و چند تا کتاب که در مورد روحانیت و جایگاه انها بود رو برداشتم وتصمیمم بر ان شد که از مظلومترین قشر جامعه یعنی روحانی ها بنویسم .

همان هایی که در طول تاریخ تاثیر گزارترین افراد بودند همان هایی که اسلام را نگه داشتند همان هایی که انقلاب را مدیون انهاییم و همیشه در طول تاریخ مورد اهانت و کم لطفی قرار گرفته اند .

در طول تاریخ شاهد بودیم که چقدر روحانیت برای اسلام ودین زحمت کشید و شاهد ان بودیم که چه افراد وگروهایی در صدد ان بودند که این قشرمردمی را از بین ببرند جایگاه انها را خدشه دار کنند و محبوبیت انها را از دل مردم بیرون کنند .

در زمان رضا شاه اخوند را انچنان مبتذل کرده بودند که اخوند نمیتوانست وعظ کند . طوری تبلیقات کرده بودند که مردم اخوند را سوار اتومبیل نمیکردند . مرحوم اشیخ عباس طهرانی میگفت : میخواستم از عراق سوار اتومبیل شوم شوفر گفت : ما دو طایفه را سوار نمیکنیم یکی اخوند را ویکی فاحشه هارا ....!!!

اما با این همه توطئه ها و دشمنی ها دشمنان و همچنین غرب نشینان بی عقل نتوانستند از نفوذ روحانیت درقلب مردم جلوگیری کنند ودر برابر قدرت رو حانیت سر خم کردند و شکست خوردند .

و ما شاهد یک انقلاب بودیم انقلابی که با انقلاب های دیگر فرق داشت در ان شاه و پادشاهی معنا نداشت انقلابی بود از جنس اسلام از جنس مردم انقلاب پابرهنه ها بود انقلابی بود که سردمدار ان یک روحانی بود یک فقیه بله همان سید روح الله خمینی که توانست قدرت روحانیت را به همگان اثبات کند و ثابت کند که روحانیت ومردم یکی هستند و مکمل یکدیگرند .

 واما بعد  از انقلاب شاهد ان بودیم که دشمنان خارجی و منافقان داخلی در پی این بودند که روحانیت را منزوی کنند و سیاست را از انها بگیرند  و مردم را از انها دور کنند و انها را منحصر در مساجد کنند .
 افرادی چون دکتر شریعتی که خودش نوشت رضاخان نتوانست اسلام را بدون روحانیت پایگزاری کند ولی من این فکر را در کتابهایم پایگزاری میکنم و همین شریعتی نوشت در طول تاریخ هیچ یک از قراردادهای ننگین ایران را یک طلبه حجره نشین امظا نکرده است...

من در بالا گفتم و نوشتم روحانیت مظلومترین قشر شاید شما دوستان به این پی برده باشید چرا مظلومترین..

من وشما در این جامعه زندگی میکنیم و میبینیم  برخورد دیگران رو  به طور مثال عرض میکنم وقتی سیب زمینی گران میشود رو حانی را فحش میدهند گوجه کم یاب میشود روحانی را فحش میدهن اسفالت کوچه کنده میشود روحانی را فحش میدهند و موارد دیگری که شما بهتر از من میدانید و خیلی از مسائلی که به خاطر کوتاهی دیگران است اما فحشش را روحانی ها میخورند .

در پایین و  ادامه مطلب بیاناتی از امام خمینی  مینویسم در رابطه با روحانیت حتما مطالعه کنید .

ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧیون ﻧﺒﻮﺩﻥﺩ ﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﻃﻼعی ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ . ﺍﯾﻦ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﺭﻭﺣﺎﻧیت ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﻤﻪ  ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﺍنﻫﺎ ست ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺗﺎ ﮐﻨﻮن  ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﻭ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ی ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﻼﻡ ﭘﯿﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﺯ ﭘﯿﺶ ﻗﺪﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﯿﺎﻡ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎﻡ ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ



 نکته . دوستان این را قبول داریم که  در این قشر  افرادی هستند که به اسلام و دین و جامعه ضربه میزنند .


فاطمیه :
بچه تر که بودم و هیئت میرفتم وقتی روضه خان روضه میخواند میدیدم عده ای را که درحال گریه بودند و فریاد میزدند ومیگفتند دروغه دروغه .... اما من نمیفهمیدم چرا این کارا میکنند ....

اما امروز که در کلاس درس بودم و استاد به یکی از بچه ها گفت روضه بخوان و او شروع به روضه کرد تازه فهمیدم انها چرا فریاد میزدند دروغه ....




موضوع :
بیداری اسلامی , اجتماعی , سیاسی , 

سلام

این روزها  که  نقل مهمانیها و شب نشینیها و صدا وسیما و همچنین  وبلاگ ها و سایتها شده انتقاد از رهبری و ولایت فقیه و وهمچنین قرار دادن ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی همان حرفهایی که در دوره ریاست خاتمی .... و خود شخص ایشان زده میشد و روشن فکران بیفکر انهارا تکرار میکردند که ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسیست .

اما
حقیقت این است که ولایت فقیه فراتر از قانون اساسیست .


بنده دیگه خود توضیح نمیدهم و قسمتی از بیانات امام خمینی را در مورد این مهم مینویسم و از دوستان تقاظا دارم خوب مطالعه کنند و نظرات خودشون رو در مورد مطالب بگند  :

نگاهی به روش و سیره عملی امام نشانگر این نكته است كه در بعضی موارد حضرت امام مقید به قانون اساسی نبوده و تصمیماتی فوق قانون اتخاذ می نمودند.
از جمله این موارد شورای عالی انقلاب فرهنگی و دادگاه ویژه روحانیت و مهم تر از آن كه مورد گلایه نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز واقع شد،
مسئله تشكیل مجمع تشخیص مصلحت نظام بود.
مجمع فوق داوری بین مجلس و شورای نگهبان و احیانا وضع قوانین را به عهده گرفته بود.
اما در قانون اساسی پیش بینی نشده بود.
(روزنامه جمهوری اسلامی (1367/9/7)، ص 9)

«این كه در قانون اساسی است بعضی شوونات ولی فقیه است نه همه شوون ولایت فقیه»
(صحیفه نور، ج 11، ص 133)

«ولو به نظر من (قانون اساسی) یك مقداری ناقص است
و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارند
و آقایان برای اینكه با این روشنفكرها مخالفت نكنند،
یك مقدار كوتاه آمدند.
این كه در قانون اساسی است،
این بعضی شئون ولایت فقیه است نه همه شئون آن ...
این را قرارش داده اند با آن همه قیودی كه همه اش قیود یك چیزی بوده است كه خب قرار داده اند ما هم تابعیم،
لكن این مسئله نیست،
مسئله بالاتر از این است
»
(صحیفه نور، ج6، ص519


امام(ره) حتى
اعتبار وكالت نمایندگان
را به رضایت ولى فقیه مى داند و
خطاب به نمایندگان مردم در
خبرگان قانون اساسى
مى فرماید:
«همه تان هم اگر چنانچه یك چیزى بگویید برخلاف مصالح اسلام باشد
وكیل نیستید،
از شما قبول نیست،
مقبول نیست،
ما به دیوار مى زنیم حرفى كه برخلاف مصالح اسلام باشد.»
«حكومت شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله(ص) و یكی از احكام اولیه اسلام است»
(صحیفه نور، ج20، چاپ اول، ص171).

اصل پنجاه و هفت قانون اساسی (مصوب 1368)
قوای حاكم در جمهوری اسلامی ایران عبارتند از قوه مقننه ، قوه مجریه و قوه قضاییه كه زیر نظر ولایت مطلقه فقیه برطبق اصول آینده این قانون اعمال می گردند، این قوا مستقل از یكدیگرند.
بند هشتم اصل یكصد و دهم قانون اساسی درباره اختیارات رهبری به گونه ای تنظیم شد كه ولی امر و امامت امت از حیث قانونی در اعمال ولایت مطلقه مشكلی نداشته باشد.
«8 حل معضلات نظام كه از طرق عادی قابل حل نیست از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام ».
ظاهرا براساس قانون اساسی بازنگری شده اعمال
«ولایت مطلقه فقیه »،
می تواند در بسیاری موارد
«نقض ظاهری قانون اساسی »
را نیز بدنبال نداشته باشد.
بنابراین ولایت مطلقه نه در چهارچوب احكام فرعیه اولیه و ثانویه الهیه محصور است و نه در محدوده قانون اساسی اسیر و نسبت به هر دو امر مطلق است نه مقید.
اوامر او در حكم قانون است
و در صورت تعارض ظاهری با قانون،
مقدم بر قانون می باشد.
مطالعه مشروح مذاكرات شورای بازنگری قانون اساسی در این باره،
رافع هر ابهامی در عدم تقید ولایت مطلقه فقیه به قانون اساسی از دیدگاه اكثریت اعضای شورای بازنگری قانون اساسی خواهد بود.
(صورت مشروح مذاكرات شورای بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، صفحات 219، 220، 673، 676 و 700)

امام(ره): «رئیس‌جمهور منتخب مردم، اگر از طرف ولی‌فقیه نصب نشود طاغوت است»
(صحیفه‌نور ، ج9، ص253)

«من به واسطة ولایتی كه از طرف خدا دارم شما را منصوب می‌كنم»
(همان، جلد 5، ص31)

«من كه ایشان را حاكم كردم یك نفر آدمی هستم كه به واسطة ولایتی كه از شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم»
(صحیفه‌امام،‌ج6،ص59)

ایشان در اجرای حكم الهی پس گرفتن «مشروعیت» كه موجب عزل رئیس‌جمهور می‌شود از مخالفت احدی حتی تمامی ملّت نیز واهمه‌ای نداشتند! چنان‌كه در ماجرای عزل بنی‌صدر فرمودند:
«امروز وظیفه من این است كه او را معزول كنم هر چند فریاد مرگ بر خمینی را در سراسر كشور با گوش خود بشنوم.»
(نهضت امام خمینی(ره)، دفتر سوم، ص354، سید حمید روحانی)




پ. ن :  حضرت علامه مصباح یزدی « مصباح دوستان »‌
 این آموزه، ربطی به مسائل سیاسی ندارد که با رأی مردم در قانون اساسی درج شود. مگر اطاعت خدا را باید در قانون اساسی بیاورند تا واجب شود؟ اگر اطاعت از خداوند در قانون بیان نشود، دیگر اطاعت او واجب نیست؟! این یک اعتقاد دینی است و از مبادی خودش سرچشمه می‌گیرد. اگر روزی ـ خدای‌نکرده ـ ولایت‌فقیه از قانون اساسی هم حذف شد، از اعتبار نمی‌افتد؛ چراکه این اصل، اعتبارش را از لطف خدا و پیغمبر دارد نه از رأی مردم. بسیاری از مسئولان در گذشته به صراحت می‌گفتند که ما ولایت‌فقیه را قبول داریم چون در قانون اساسی است! یعنی اگر از قانون اساسی حذف شد، دیگر آن را قبول نداریم.




موضوع :
سیاسی , 



سید مجتبی خامنه ای سید احمد خمینیی دیگر ....





حجت الاسلام روح الله بجانی : این شخصیت كه خود یك مجتهد شجاع است و اگر فرزند مقام معظم رهبری نبودند مطمئنا اجتهادش زبانزد عام و خاص می شد در جریان فتنه به تكلیف خود بعنوان یك بسیجی فقط عمل نمود

وقتی كه برخی آقا زاده ها افتضاح ببار آوردند و به لندن متواری شدند. اتاق فكر و مشاورین جریان فتنه كه عروسك های برخی آقایان هستند توطئه تخریب سید مجتبی را طراحی كردند.



موضوع :
سیاسی , 

متن این وصیت نامه زیبا، صمیمی و خواندنی به شرح زیر است:

ازآنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسیدجعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:

«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:

بسم الله الرحمن الرحیم
«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.

مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.

دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند،... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند (البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. (مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.

از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.

گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.
العبد علی الحسینی الخامنه ای

(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):
حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)
کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)
مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی
آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً
حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)
مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)
مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)
10 تومان آقای علی حجتی کرمانی
شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)

 

روزنامه کیهان وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 را به نقل از دفتر نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای منتشر کرده است.

 


اگر نگویم میمیرم ....

ای عزیز ترین من ...

ای جان من ...

ای امید من ...

به فدای تو همه زندگیم ...

تمام لحظه های جوانیم به فدای یک تار موی شما اقا ....

به عشق شما مینویسم به عشق شما هستم و زندگی میمنم اقا....

جان ما به فدای یک لحظتان اقا ...

به خداوند قسم اگر جان بخواهید دریغ نمیکنیم اقا ....

با ناراحت شدنتان دنیا به کاممان تلخ میشود ما نمرده ایم که شما غصه بخورید اقا ...

ای کاش میمردیم و نمیدیدیم گریهایتان را اقا ...

دشمنان و بد خواهان بدانند ما هستیم و جانمان را فدای رهبرمان میکنیم

ما میثم تمار توایم ....




سلام سال نو مبارک ...

پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم  ،  ولی حقیقت آن

است که شهدا مانده اند و زمان ما را با خود برده است . شهید آوینی


هفت سین در جبهه - قافله شهدا





دانه های برنج را که دانه دانه از روی پارچه ی سفید جمع می کند

دانه های جمع شده را که می ریزد کنار غذای هنوز خورده نشده

تازه می فهمم کشیده شدن امتداد آن پارچه سفید

از روی میز تا روی پاهایش، برای تمیز ماندن عبایش نیست؛

برای تمیز ماندن برنج هاست

که از قاشق که می افتند، از خوردن نیفتند…


سید علی
 خامنه ای

با یک دست و آن هم با دست چپ، غذا خوردن سخت است؛ گاهی برنج ها می ریزد دیگر…



موضوع :
دفاع مقدس , دل نوشته , 


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات