رفتند که ما بمانیم ...

ماندیم که یادشان ببریم ....



دیگه حرفی برای گفتن ونوشتن ندارم .....

التماس دعا




موضوع :
دفاع مقدس , اجتماعی , دل نوشته , 

سلام
 
هرچه قدر باخودم فکر میکنم  به نتیجه نمیرسم .

 آخه چرا ؟ چرا افرادی که برای این انقلاب زحمت کشیدند  کتک خوردند و بدو بیراه شنیدند یا به قول حضرت علامه مصباح برای حفظ  انقلاب شلاق خوردن و عمرشون تو این انقلاب صرف کردند حالا دارن چوب لای چرخ انقلاب ونظام میکنند . حالا دیگه خیلی از قانون هایی رو که خودشون وضع کردند قبول ندارند . خیلی از افرادی که باهم بودند و یک زمان قبولشون داشتند حالا دیگه قبول ندارند.

هفته قبل یعنی جمعه 12 اسفند که داشتم خبر گزاری هارو نیگاه میکردم این خبر توجهمو جلب کرد  انشاء‌الله نتیجه انتخابات همان رایی باشد که مردم به صندوق می‌اندازند این جمله احمقانه رو آقای هاشمی رفسنجانی در حال انداختن رای به داخل صندوق گفته بود .

اونجا یکی نبود به آقا بگه شما دیگه چرا ؟ این چه حرفیه ! شما که رئیس تشخیص مصلحت هستید وبه قول بعضی ها از ارکان نظام به حساب مییاین . شما که این رو میگید از دشمنان چه انتظاری میره ...

یا اینکه وقتی آقای خاتمی در اتتخابات شرکت میکنه دشمنان و منافقان کلی سرو صدا میکنند که چرا رفتی و رای دادی .

آقای خاتمی ببین چطور عمل کردی که دشمنان شمارو از خودشون میبینند شما که هشت سال رئیس جمهور بودید شما که روحانی هستید شما که خودتون ادعا میکنید تابع قانون هستید .

 یه خورده که فکر میکنم یاد این حدیث  می افتم حب الدنیا راس کل خطیه
....









موضوع :
دل نوشته , سیاسی , 

سلام .

محرم و صفر که تمام شد دلم نمی آمد لباس مشکی را از تنم در آورم  بچه ها میگفتند حسین لباس مشکیت  رو در بیار  بسه چقدر مشکی میپوشی ولی من همش به یاد فاطمیه بودم به یاد آن همه ظلمی که به مادرمان شد و به خود اجازه نمیدادم لباس مشکیم رو در بیارم .

چند وقتیست  که دلم آرام نیست , حواسم جمع نیست به هر بهانه ای به سراغ  لباس مشکی میروم   به هر بهانه ای یاد مدینه می افتم به یاد کوچه های شهرش به یاد مردمان نامردش به یاد....

به یاد اینکه هنوز چند روزی از وفات پیامبر نگذشته بود که به خانه حضرت زهرا هجوم آوردند قنفذ بود که نعره  میزد و میگفت به علی بگو به مسجد بیاید و با ابوبکر بیعت کند.

مادرمان پشت در بود  نمیدانم آن وقت به مادرمان چه حسی دست داد آخه ابوبکر کیست که بخواهد جانشین پیامبر شود خلافت حق علیست  خلافت برای علیست .آن بی حیاها و بی شرم ها نمیروند وعده ای میروند دنبال هیزم انگار فکر میکنند هرکس هیزم بیشتری بیاورد مقام و منزلتش بیشتر خواهد شد . در را به آتش کشیدند مادرمان خواست خود را فدای امامش کند به پشت در رفت و ...

ماجرا را نمینویسم میدانم دلتان تاب نمی آورد ولی از آن روز به بعد بود که دیگر مادرمان غصه دار شد .

ولی باز نامردی ان نامردان پایانی نداشت باز خبر غصب فدک مادرمان را آشفته کرد خدا لعنتشان کند فدک را غصب کرده بودند.

حضرت با فرزند خود امام حسن به مسجد میرود و آنچنان سخن گفت که ابوبکر مجبور شد سند فدک را باز گرداند , چند قدمی راه نرفته بودند که عمر غاصب دوم از راه رسید و گفت سند فدک را پس بدید , ولی مادرمان امتناع ورزید مادرمان چون پدرش وشوهرش زیر بار حرف زور نمیرود  او دختر پیامبر است ,.

نمیدانم بگویم یا نه ? ولی بگذارید بگویم, بگذارید بنالم وهمه عالم بشنوند چه کسانی با مادرمان و دختر پیامبر چه کردند . پس بااینکه از عمق درونم می سوزم و فریاد میزنم و میگویم که : چنان به صورت مادرمان سیلی زده بود که مادرم به یک طرف افتاده بود , سند فدک به سوی دیگر وامام حسن هم آن طرف تر و گوشواره مادرمان آن سوتر .ای وای کاش ما فدای مادرمان میشدیم و نمیشنیدیم این همه مصیبت را , ای کاش ...



ایستادم به روی پنجه پا اما حیف...
دست او از سر من ردشد و بر مادر خورد...



موضوع :
دل نوشته , مذهبی , 

بالخره اقایان (امام جمعه و اطرافیان وی ) کار خود را کردند و مردم را فریب دادند  و یک غیر اصلح و...را به مجلس فرستادند ...

انتخابات را به کام ما تلخ کردید....

خداوند شما را به سزای اعمالتان میرساند ..

به خدا وعده الهی حق است...

ما به غیر از خدا کسی را نداریم ...

بدانید ما از نسل انقلاب هستیم و  پایبند به خون شهدا این را فراموش نکنید ...

سکوت نخواهیم کرد .....

سکوت نخواهیم کرد .....


سکوت نخواهیم کرد .....







موضوع :
دل نوشته , 

روزهای پایانی دهه 1370، هنگام تب وتاب برگزاری هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سعید حجاریان به ملاقات محرمانه ای با سیدمحمد خاتمی رفت. گرچه او همچنان از عوارض ترور نافرجامش در اسفند 1378 رنج می برد، با این حال به محض دیدن رییس جمهور با لحنی گزنده و كلماتی بریده بریده گفت كه اصلاحات به سبب «فقدان نیروی اجتماعی» در حال فروپاشی است؛ چون شما از رهبری اصلاحات امتناع كردید و این چنین «جنبش، بی سر شد» و به زودی «اصلاحات» در ایران خواهد مرد.1 حجاریان از رئیس كابینه یك درخواست فوری داشت؛ این كه خاتمی همزمان «نقش رهبر اپوزیسیون» را نیز بازی كند تا «جنبش نمیرد» اما، او بی درنگ به حجاریان پاسخ داد كه «از سرنوشت بنی صدر می ترسد» و گفت: «من نمی خواهم مثل بنی صدر شوم. چون بنی صدر می گفت در دنیا فقط من هستم كه هم رئیس جمهورم و هم رئیس اپوزیسیون.
پروژه اصلاحات یك «ایدئولوژی انگلیسی» و «رویای آمریكایی» بود كه در كمتر از نیم دهه خاكستر شد و حجاریان خبر مرگ آن را به رئیس جمهور خاتمی داد، اما اسفند 1375 وقتی كه جیمز بیسكاتوری و ریوا ریچموند، معاون وزارت امور خارجه آمریكا و دستیار ارشدش مقدمه گزارش شورای روابط خارجی را پیرامون رابطه «اسلام با علوم انسانی سكولار» و «ارزیابی پروژه جامعه مدنی در ایران» می نوشتند، گویی خبری درباره پشتوانه نازل معرفتی و سرگشتگی های سیاسی فعالان این پروژه نداشتند. آنان آنقدر مجذوب مبالغه های تحلیلگران مثلث سرویس های جاسوسی CIA، MI6 و موساد از قدرت فزآینده گروهی موسوم به «روشنفكران دینی» با محوریت عبدالكریم سروش و سیدمحمد خاتمی بودند كه با اشتیاقی وصف ناپذیر نتیجه گرفتند:
«ظهور «طبقه روشنفكر» در ایران كه آموزش های مدرن را دیده اند و با «علوم غربی» و «سنت های اسلامی» تا حدودی آشنا هستند، بخشی از یك حركت فراگیرتر جهت متلاشی كردن اقتدار دینی جمهوری اسلامی است... این بحث كه «ایدئولوژی دینی» مانع تبعیت از «علم» است و قدرت سیاسی را هم فاسد می كند، در واقع شاخصه های ساختار حاكم در انقلاب ایران را زیرسوال می برد... همچنین این جریان مشروعیت هر نوع حكومت دینی را زیر سؤال می برد.




موضوع :
سیاسی , 


مسلّماً یهودیان و كسانى را كه شرك ورزیده‏اند، دشمن‏ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت... (المائده 82)

داستان مردخای یهود ی و دخترعموی فتنه گرش اِستردر دربار خشایارشا، پادشاه ایران(٦٤٨-٥٤٦)،گواه روشنی است ازحضور انبوه یهودیان درقلمرو دولت هخامنشی. دراین داستان، مردخای با حیله، فرمان عزل وشتی، ملکه ایران را که از فرمان شاه (در حالت مستی) مبنی بر برهنه ظاهر شدن در جشن سرپیچی کرده است، میگیرد.سپس استر زیبا، بانیرنگ مردخای، همخوابه خشایارشا میشود ،دل او را میرباید وسپس به ملكه قدرتمند ایران بدل میگردد .دراین زمان تكاپو ی یهودی اندر سراسر ایران چنان آزار دهنده است كه هامان،وزیر پادشاه هخامنشی،تصمیم به اخراج ایشان میگیرد.ولی او،كه به دروغ در کتاب عهد عتیق"دشمن یهودیان"خوانده شده (در باب دروغگویی و تحریفگری یهودیان در تورات و کتاب مقدس ، همان بس که بارها قرآن آنها را قومی تحریفگر دانسته و آنها را لعن کرده است و گفته مطالبی را به نفع خود می نوشتند و آگاهانه به خدا نسبت می دادند)،بادسیسه استر به دارآویخته میشود. آنگاه، یهودیان، باحمایت استر، به كشتارخونین و وسیع مخالفان خود دست میزنند و مردخای درمقام مرد قدرتمند ایران جای میگیرد .توصیف قساوت آمیز "کتاب مقدس - عهد عتیق – كتاب (سوره) استر" ازقتل عام بزرگان ایرانی به دست این میهمانان نو رسیده در روز سیزدهم ماه ادار حیرت انگیزاست:
ویهودیان بردشمنان خود پیروز شدند ..همه مردم از یهوذیان می ترسیدند و جرات نمی کردند در برابرشان بایستند.تمام حاکمان و استانداران ، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای ، به یهودیان کمک می کردند...به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده،کشتند.آنها در شهر شوش که پایتخت بود 500 نفر را کشتند...ده پسرهامان بن همدانای، دشمن یهود،راكشتند... و [جسد] ده پسر هامان را[درشوش]به دارآویختند... درروزچهاردهم ماه ادارنیز جمع شده سیصدنفر را درشوش كشتند... و سایر یهودیانی كه درولایتهای پادشاه بودند...هفتاد و پنج هزارنفر از مبغضان خویش را كشته بودند...درروز چهاردهم ماه آرامی یافتند و آنرا روز بزم و شادمانی نگاه داشتند...
این روز یعنی سالروز قتل عام 77000 ایرانی ( باید جمعیت ایران در 2600 سال پیش را در نظر گرفت . با توجه به آنکه جمعیت کم بوده است. این کشتار را می توان یک نسل کشی بحساب آورد) ، هر ساله تحت عنوان عید پوریم توسط یهودیان جشن گرفته می شود و در این روز وقیحانه به جشن و پایکوبی می پردازند.
در حالی که ما ایرانی ها سیزدهم فروردین را نحس دانسته و به یاد قتل عام اجدادمان به کوه و دشت پناه می بریم (تا توسط یهودیان کشته نشویم) آنها باید در جشن نسل کشی آنقدر شراب بنوشند تا تعادل خود را از دست بدهند.
در نقشه خیالی ارض موعود که رژیم جعلی اسرائیل ترسیم کرده علاوه بر پهنه نیل تا فرات استان همدان نیز جزء خاکشان ذکر شده است فقط بخاطر مقبره استر و مردخای ابتدای خیابان شریعتی. باید به ایرانی بودن مسئولان تبریک گفت که نه تنها در هیچ کجا راجع به این واقعه هولناک سخن به میان نمی آورند بلکه برای آنها تابلویی در نظر گرفته می شود تحت عنوان زیارتگاه استر و مردخای!!؟ آیا کلمه زیارتگاه کلمه ای مقدس در فرهنگ شیعی ما نیست؟ آیا ما این واژه مقدس را فقط برای انسان هایی پاک از تبار عشق بکار نمی بریم؟ خواب تا کی؟

بله به همین راحتی (هفتاد و پنج هزار) یا77 هزار  ایرانی بدست یهودیان قتل عام  میشوند ولی اکنون کسی صداش روهم درنمیاره جالب تر اینجاست که برای استر ومردخای درهمدان مقبره ساختن و زیارتگاه شده لازم به ذکراست که این ارامگاه دومین مکان زیارتی یهودیان در دنیاست

منابع
کتاب مقدس، بخش عهد عتیق ، کتاب استر
کتاب زرسالاران یهود، نوشته عبدالله شهبازی، جلد اول ، صفحه 353




موضوع :
اجتماعی , سیاسی , 


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات