سلام دلم تنگ شده بود برای اشعار زیبای سپر ودلم تنگ بود برای....

 
اتل‌ متل‌ یه‌ مادر
نحیف‌ و زار و خسته‌
با صورتی‌ حزین‌
دستای‌ پینه‌ بسته‌
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌
چه‌ جور میشه‌ سوخت‌ و ساخت‌
با بیست‌ هزار تومن‌ پول‌
اجاره‌ خونه‌ پرداخت‌
اجاره‌های‌ سنگین‌
خرج‌ مدرسه‌ ما
خرج‌ معاش‌ خونه‌
خرج‌ دوای‌ مینا
بپرس‌ ازش‌ تا بگه‌
چه‌ جوری‌ میشه‌ جنگ‌ کرد
با سیلی‌ جای‌ سرخاب‌
صورتا رو قشنگ‌ کرد



موضوع :
دفاع مقدس , 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پر خون و قلبی شكسته چند كلمه‌ای برایتان می‌نویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند. شما در نامه اخیرتان نوشته‌اید كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم می‌دانم؛ خدا را در نظر می‌گیرم و مسائلی را گوشزد می‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما این كشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال‌ها و از كانال آنها به منافقین می‌سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده‌اید. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگیری‌هایتان نشان دادید كه معتقدید لیبرال‌ها و منافقین باید بر كشور حكومت كنند. به قدری مطالبی كه می‌گفتید دیكته شده منافقین بود كه من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی كه در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می‌بینید كه چه خدمت ارزنده‌ای به استكبار كرده‌اید. در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینكه برایتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید كه او را نكشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی كه بسیار است و من حال بازگو كردن تمامی آنها را ندارم. شما از این پس وكیل من نمی‌باشید و به طلابی كه پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -كه مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید كه آخرتتان را خراب‌تر می‌كند-، با دلی شكسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌كنم دیگر خود دانید:     19 سال گذشت

1 - سعی كنید افراد بیت خود را عوض كنید تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریك می‌شوید در هیچ كار سیاسی دخالت نكنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. 

3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملكت است را به رادیوهای بیگانه دهند. 

4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین كه به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاك شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینكه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه كنید، شاید خدا كمكتان كند.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌كرده كه مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه كارهاتان را ادامه دهید مسلما تكلیف دیگری دارم و می‌دانید كه از تكلیف خود سرپیچی نمی‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می‌دانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنی‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خدای خود عهد كردم كه از بدی افرادی كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم‌پوشی نكنم. من با خدای خود پیمان بسته‌ام كه رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمی‌دارم.

من كار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی كنند تحت تاثیر دروغ‌های دیكته شده كه این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌كنند نگردند. از خدا می‌خواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزی نداریم، هر چه هست اوست. و السلام.

یكشنبه 6 / 1 / 68

روح‌الله الموسوی الخمینی

(صحیفه نور/ جلد 21 - صفحه 330)




موضوع :
سیاسی , 

سخت است حال عاشقی که نمیداند معشوقش هوای اورا دارد یانه ....؟!





کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد

وزید بوی خراسان و ناگـهان رد شد

دوباره یـاد غریب آشـنا و شـوق حرم

و سیل اشک که پشت پلکها سد شد

و دخترم که به دل حسرت زیارت داشت

درست هم نظر مرتضـی و احمـد شد

دو سـال هست که تو قـول داده ای بابا

بـرای مـا که نـرفتیم واقعـآ بـد شد

 تمام بودنـم آوار شـد و یـک لحظــه

زمان برای عبور از خـودش مردد شد

دو روز بـعد بلیـط و شـروع یک پروار

کبوترانـه دلـم بـی قـرار گنبـد شد

قطار تهران،مشهد درست ساعت هشت

و ایستگاه که سرشار بـوق ممتد شد

و چند ساعت دیـگر به صحـن آزادی

  نگاه منتظرم گـرم رفـت و آمـد شد



به نام خدا .
استان همدان طی چند روز اخیر شاهد یک اتفاق بسیار شگفت انگیز  بود . اتفاقی که خیلی زودتر از اینها انتظار آنرا می کشیدیم آن هم اعتراض به عملکرد استاندار همدان توسط عده ای جوان با بصیرت { بله با بصیرت نه بی بصیرت} اعتراض به بی بصیرتی یک مسئول استانی .  کسی که فکر می کنم اصلا نمی داند معنای بصیرت چیست!!
آیا می توان از کسی چیزی را درخواست کرد که آنرا ندارد . استاندار همدان مصداق بارز همین جمله است.  او بصیرتی ندارد که بخواهیم از او درخواست کنیم در مورد بصیرت آنهم در روز بصیرت یعنی 9 دی صحبت کند.  روزی که اوج  بصیرت مردم ایران اسلامی در فتنه بود پس باید گفت اعتراض به یک مسئول بی بصیرت آنهم در روز 9دی  بخاطر نداشتن بصیرت درست و بجا است نه به زعم برخی ها اشتباه باشد . استانداری که بی بصیرتی خود را در نامه سیزده استاندار که در حمایت از جریان انحرافی نوشتن نشان داد نامه ای که می توان از آن دهن کجی به مقام معظم رهبری نام برد . استانداری که هنوز بخاطر این عمل نا آگاهانه حاضر نشده است از مردم عذر خواهی کند امام جمعه محترم جناب آقای محمدی در جواب به این  اعتراض گفتند : که اعتراض خود را به مراجع مربوطه بیان کنید !! آیا کسی نیست به امام جمعه بگوید هنوز بدن کسانی که در مورد مطالبه خود از موسسه احسان الزهرا به استانداری مراجعه کرده و به عدم پرداخت مطالبات خود اعتراض کرده بودند درد می کند نوامیس ملتی که در جواب اعتراض خود باتومهای استانداری را تجربه کرده اند . آیا اعتراض آنها حق نبود پس چرا مراجع مربوطه چنین جواب دادند ؟؟ کسی نیست  به حاج آقا بگوید : حاج آقا به کجا اعتراض کنیم بجایی که در جواب اعتراضمان باتوم ببینیم و بدن درد بگیریم . بله وقتی که نمیتوان اعتراض را به مراجع مربوطه رساند باید اعتراض را به نماز جمعه اورد و اعلام کرد . حاج اقا مگر نماز جمعه سیاسی و عبادی نیست این اعتراض مگر به عملکرد سیاسی یک مسول نبود پس چه جای اشکال و بی بصیرتی است ایا مردم بی بصیرت هستند یا با بصیرت یاد مقام معظم رهبری امام خامنه ای افتادم که طی این چند سال رهبری خود جز تعریف و تمجید از مردم دیگر نسبت  ناروایی را به مردم ندادند حتی این فتنه 88 را که بادرایت و هوشیاری خود از نظام دفع کردند باز به بصیرت مردم نسبت دادند و به مردم افرین گفتند خوب است امام جمعه رهبر نیست . حالا چه شده است که این مردم با بصیرت بی بصیرت شده اند حضرت ایت الله :  قهر کردن از نماز جمعه اشتباه نیست؟ ایا بی بصیرت خطاب کردن مردم  تناقض با بیانات رهبری نیست ؟ حاج اقا  کسی که شما را به  خاطر برگشتن به نماز جمعه به خون شهدا قسم داده بی صیرتی  نکرده است ؟ مگر خون پاک شهدا بازیچه است که هر کس را به  خاطر هر کاری قسم بدهند ؟ ایا این کار شما تاثیر منفی بر جمعیت نمازگزاران نماز جمعه نمیگزارد؟ ایا این قهر شما  بی حرمتی و پایین اوردن جایگاه امام جمعه نبود ؟ شما اشتباه نکردید ؟ ایا مقایسه مردم با بصیرت اکنون با مردم بی بصیرت زمان امیر المومنین درست است ؟ خروج خوارج بر امام زمان خود بود . ایا استاندار بی بصیرت امام است که اعتراض سیاسی به حق به او بی بصیرتی باشد حال حاج اقا مردم بی بصیرتی و اشتباه کرده اند یا  شما ....؟!!!





موضوع :
اجتماعی , سیاسی , 

سلام
روز گذشته 9دی در نماز جمعه همدان اتفاق نادر و جالبی رخداد ..

اقای پیریایی استاندار همدان سخنران پیش از خطبه هابودند که شروع به سخنرانی کردند که بعد از چند دقیقه سخنرانی  بااعتراض جمعی از مردم که باشعارهای مرگ بر منافق ومرگ بر ضد ولایت فقیه اعتراض خود را نشان دادند رو به رو شدند .
اعتراضات بی دلیل نبود مردم از کارهای احمقانه استاندار خسته شده بودند او  یکی از سینزده استاندارانی بود که از مشایی حمایت کرد و همچنبن  داستانهای مربوط به تیم پاس همدان و ول خرجیهای او  و کتک خوردن نوامیس مردم به دستور استاندار  که برای گرفتن حق خودشون جلوی استانداری تجمع کرده بودندو همچنین داستان جشنواره کودک و حمایت ایشون از بی بندو باری ودلایل های بسیاری دیگر که یاعث شد مردم اعتراض کنند 
باادامه یافتن اعتراضات مردم پیریایی سخنرانی را نیمه تمام گذاشت و رفت در حقیقت قهر کرد  .در این لحظه بود که اتفاق نادر و در نوع خود جالبی رخ داد واین بود که امام جمعه از این که مردم در نماز جمعه  علیه پیریایی اعتراض کردند به شدت ناراحت شد و نماز جمعه رو ترک کرد ولی با واسطه گری و کلی قسم دادن برگشت و به بیان خودش من را به خون شهدا قسم دادند که برگشتم و امام جمعه همدان آقای محمدی پشت تریبون رفت و با كمال ادب و احترام شروع كردن به توهین به اون دسته از مردمی كه بر علیه استاندار شعار داده بودن و با لحن بسیار تند انها را بی بصیرت خواند و صفات بسیار بدی را حواله انهاکرد
 در پایان نماز جمعه که قرار بود راهپیمای 9دی صورت بگیرد به خاطر همین قهر استاندار و امام جمعه لغو شد .

 



موضوع :
اجتماعی , سیاسی , 




موضوع :
سیاسی , 

ملک عبدالله پادشاهی است که هرکسی به دیدار آن نائل می شود ناخواسته به سمت او رفته و خم می شود البته لال هم می شود .

از بزرگترین افراد تا کوچکترین آنها فرقی ندارد چه رئیس جمهور آمریکا باشد چه یک وزیری که به زور یک رئیس دفتر( آقای بوق)  شده است وزیر امور خارجه .  آلبوم عکس ها را که نگاه می کنی از کلینتون تا اوباما همه خم می شوند. نگویید که آمریکا و عربستان با هم دوست هستند که ناراحت می شوم. دوست و دشمن ندارد حتی ما که این روز ها زیر فشار قطع نامه ای از طرف  عربستان هستیم  هم  دولا می شویم و ادای احترام می کنیم .

تازه آنقدر محو تماشای ملک عبدالله می شویم که تمام خط و مرز هایمان فراموش می شود . بحرین ، تهدید آمریکا ، پرونده پسر سفیر عربستان و….  همه فراموش ، زبان در نیام و  خلاصه بنشینیم  به زبان غیر رسمی تسلیت و حال و احوال .

اصلا ما را با عربستان چه کار؟ کشور های دوست ملتش کشته می شوند  و نابود می شوند ؛ هیچ دولت مردی به فکرش نیست که پیامی بدهد، حرکتی کند ! باز هم دم حلال احمر گرم! بلند می شود و در کمپ ایران آبرو می خرد ولی ولیعهد که مُرد همه برویم که ملک جان خدایی نکرده خم به ابروی مبارکش نیاید. این روز ها خبر تهدید ها و رجز خوانی ها گوش مردم را کر کرده است. عربستان را  هم  که نگو در این آب گل آلود گیر داده است به سفیر  و پسرش که ای دنیا ما از دست ایرانی ها امنیت نداریم قطع نامه ای تصویب کنیم تا امنیتمان تضمین شود.

یادمان نرفته است حرکت آقای صالحی را که برای کم کردن غم از دست دادن ولیعهد عربستان ،چنان عزت ایران  را در مقابل پادشاه وهابی  خم کرد که گویی پسر دایی ملک عبدالله است و پسرخاله ی ولیعهد جوانمرگ شده .

مصاحبه ای دیدم از آقای وزیر که مدتی در بهت ماندم  . جناب صالحی  خیلی شیک و با کلاس  جلوی دوربین رسانه ی ملی می آید و می گوید ما از دولت عربستان توقع نداشتیم علیه یک کشور مسلمان چنین عملی انجام دهد  این کار اصلا به صلاح اسلام و اتحاد و .. نیست .اگر فلان کنید ما بهمان می کنیم  و ….. منظورش همان درخواست صدور قطع نامه علیه ایران است .

خیلی ببخشید ، وقتی برای عرض تسلیت خدمت ملک عبدالله رسیدید ماجرای ترور فرزند سفیر عربستان در آمریکا یادتان نبود ؟ آیا شما که سنگ بحرین را به سینه می زنید فراموش کردید همین عربستان از خود ریاض تا منامه  لشگر زره ای راه انداخته بود ؟ قربان یقه ی برگردانتان بشوم که هنوز نمی دانید وزیر امور خارجه باید لباس دیپلمات ها در اماکن رسمی حاضر شود  ، لکنت زبان داشتید که حرفی نزدید یا دلتان به خاطر داغ از دست دادن عزیز پادشاه سوخت و حرفی در مورد چنین اتهام سنگین نزدید؟

خلاصه تکلیفمان چیست ؟ این آش پخته شده ی آقای رئیس دفتر روغنش از وجب و متر گذشته ، اگر منوچهر متکی بود به راستی چه می کرد ؟ گردن خم می کرد و یادم تو را فراموش ؟ نمیدانم چه بگویم به یاد فیلم حاجی واشنگتون افتادم که استاد انتظامی  نقش سفیر دولت ایران را در آمریکا داشت و وقتی در میدان سیاست آمده بود به جدای کار خود، از ترس همه چیز را به باد فراموشی سپرده بود. خلاصه فراموشی بد نیست ولی نه زمانی که پای آبرو و شرف و امنیت ایران اسلامی در میان باشد …

این اتفاق مشتی بود از خروارها نمونه ای که از جنابعالی روی داده است. بد نیست گاهی اوقات نگاهی هم به وصیت نامه سیاسی بنیانگزار انقلاب اسلامی نیز بیاندازید تا بشناسید خادمین حرمین شریفین را.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا!




موضوع :
سیاسی , 

سلام به دوستان ساندیس خور که حماسه دیگری رو باید خلق کنند البته نه با خوردن ساندیس بلکه با راهپیماییشون و اعلام نفرت از امریکا و انگلیس و اسراییل و با الاخص دشمنان داخلی و منافقین و اقایان....






موضوع :
سیاسی , 


مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات