این روزها این داستان شده است بخشی از افکارم ...
روزی دو نفر با یکدیگر نزاع و دعوا داشتند و هر یک میگفت حق ما من است و دیگری باطل است ! قرار شد این دو در یک میز به مذاکره بنشینند  و با یکدیگر بحث کنند و ما بقی هم بنشینند و تماشا کنند تا حق و باطل مشخص شوند !! از آنجایی که اولی میدانست این افرادی که در حال تماشا هستند چیزی نمیفهمند از صحبت ها شروع کرد به بحث !!
اولی : قبول دارید ضرب فعل ماضی است ؟
دومی : بله قبول دارم
اولی : قبول دارید تضرب فعل مضارع است ؟
دومی : بله قبول دارم
اولی : قبول دارید فعل امر دلالت بر وجوب میکند ؟
دومی : بله قبول دارم
اولی : قبول دارید نهی در عبادات موجب فساد است ؟
دومی : بله قبول دارم
و به همین ترتیب اولی از دومی سوال پرسید و جواب های بله گرفت و مردمی هم که تماشا میکردند میدیدند هر چه اولی میگوید دومی بله میگوید و حرفش را تصدیق میکند ! اینجا بود که اولی از جا بلند شد و فریاد زد پس با این وجود ثابت شد که حق با من است و تو باطل هستی !! و مردم بلند شدند و شعار دادند که حق با اولیست !!!
حالا این حکایت شده است داستان ما و مذاکرات ژنو و توافقات آن !!

حضرت آقا : " دستیابی به آنچه مرقوم داشته‌اید، در خور تقدیر و تشکر از هیأت مذاکرات هسته‌‌ای و دیگر دست‌اندر‌کاران است "
آنچه مرقوم داشته اید نه آنچه را که گفته بودیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ آقایان فکر میکنید اگر اوضاع را خوب نشان دهید و طوری وانمود کنید که انگار شق القمر کرده اید ما هم گول میخوریم !!!
+ حضرت آقا آبان ماه فرمودند " به فضل اللهی در این مذاکرات ضرر نخواهیم کرد " و به نظرم فعلا ضرری نکرده ایم اما اگر بخواهند دولت مردان کوتاه بیایند ضرر خواهیم کرد !!
+ من با داس نیامده ام با کلید آمده ام !!!!
+آقای روحانی شما که مدعی هستید این دولت " دولت عقلانیت " و " دولت تدبیر و امید " است پس چرا به جای گزارش کار از دولت قبل انتقاد میکنید و در برخی از جاها هم سیاه نمایی !!! این کجایش عقلانیت است و کجایش تدبیر !!
+ به نظر شما این مجریان و کارشناسانی که با دکتر روحانی صحبت میکردند رو از کجا آورده بودند که اینقدر قربون صدقه ی روحانی میرفتند !!!!