شهدا شما شرمنده ماهستید نه ما شرمنده شما !! شما با بیرون کردن شاه مانع خوشگزرانی ما شدید مانع از این شدید که ما آزادانه و هرطور که میلمان میکشد به خیابان ها برویم مانع از برداشتن روسری و حجاب مانع ازمشروب خوری ها و عیش و نوش های علنی ما شدید مانع از این شدید که ما زیر سلطه امریکا و غرب باشیم نگذاشتید فرهنگ غرب را با خود آشنا کنیم نگذاشتید طعم برهنگی را بچشیم ایا این ها برای شرمندگی شما کم نیست شهدا !!!

شهدای جنگ شما هم شرمنده ما هستید شما هم با رفتنتان به جنگ مانع تسلط عراق بر ما شدید نگذاشتید اسلام و دین را به فراموشی بسپاریم نگذاشتید عرب ها بر ما مسلط شوند عراقی که امریکا پشتش بود اگر شما نمیرفتید الان ما لذت برهنگی را میچشیدیم الان ازادانه بدون حجاب در کوچه ها و خیابان ها رفت و امد میکردیم الان فرهنگ غرب را داشتیم نه فرهنگ اسلام و دین را الان با دوست دختر و پسر هایمان به عیش و نوش علنی میپپرداختیم الان دیگر هیچ نام و نشانی از شما نبود دیگر کسی بودن و شهادت شمارا به ما گوش زد نمیکرد دیگر بر در و دیوار شهر هیچ نام و نشانی از شما نبود دیگر وقتی رادیو و تلوزیون را روشن میکردیم حرف ها و صحبت های درباره شما را نمیشنیدیم دیگر چشم ها و گوشهایمان درگیر کلمات شما نبود اما شما ها رفتید تا ما را با شماها قیاس کنند و تا هرکاری انجام میدهیم میگویند شهدا چنین و چنان بودند ولی شما مثل انها نیستید ایا این ها برای شرمنده شدن شما کافی نیست !!؟؟

اصلا به ما چه ربطی دارد که شما به جنگ رفتید به ما چه ربطی دارد که جانتان را بر کف دست گرفتید و از خود گذشتید تا به خود برسید اصلا به ماچه که به حرف امامتان گوش فرا دادید و راهی جبهه ها شدید اصلا مگه ما گفته بودیم بروید !! مگه ما گفته بودیم بروید و پر پر شوید که الان بخواهیم جوابگو باشیم ! نه رفتنتان با ما بود نه شهید شدنتان اما امروز ما داریم تاوان رفتنتان را میبینیم دیگر نمیتوانیم به راحتی و به دور از نگاه شما گناه کنیم نمیتوانیم روسری هایمان را کنار بزنیم نمیتوانیم جا بر پای شما گزاریم نمیتوانیم .....

این جمله ی شهید همت حالم را خراب میکند ...

امروز نگاه شهدا به شماست......


مطلبی را که قول داده بودم من باب شخصیت مقداد بنویسم تمام و کمال آماده شد ، چند روزی وقت گذاشتم تا احادیث را جمع کنم و مطلب را بنویسم ، مطلب خوبی از آب درامد اما نمیدانم چه شد که پشیمان شدم از گذاشتن مطلب در وب ! احتمالا به این دلیل بود که با نوشتن از مقداد از ارزش و مقام سلمان ابوذر و عمار در ذهن خوانندگان کاسته میشد !!

فقط این جمله را در وصف مقداد مینویسم :

در حدیثی آمده است مقداد ، چشم در چشم امام علی دست به قبضه ی شمشیر !!

مقداد منتظر بود که امام اشاره ای کند که دست به شمشیر برد ! برای مقداد لازم نبود که لفظی از امام صادر شود او منتظر یک اشاره از امام بود !

از بین اصحاب فقط مقداد بود که لحظه ای هم لغزش نداشت ...


باز نشر مطلب در کاوش پرس