در همین چند سال اخیر وقتی که در داخل حرم حضرت معصومه قدم بر میدارم  و نزدیک مکانی میشوم  تمام فکر و ذهنم درگیر میشود !!
فاصله ی بین دو قبر حدودا یک متر است صاحبان هر دو قبر از مراجع تقلید بودند هردو عالم بودند هردو عمر خود را صرف دین کرده بودند ! اما قبر یکی خلوت و شاید هم بدون زائر اما قبر یکی دیگر شلوغ تا جایی که باید دقایقی را منتظر ماند تا نوبتت برسد و دستی بر مزارش بکشی و فاتحه ای نثار روحش کنی !
یکی از آنها ایت الله منتظریست و یکی دیگر آیت الله بهجت !! اگر رفته باشید حرم خوب درک میکنید نوشته هایم را  ، خوب میفهمید که چقدر بین دو عالم و مرجع در بین قلوب مردم تفاوت وجود دارد ، خوب میفهمید که مردم همیشه بین دو راه درست و غلط راه درست را انتخاب میکنند و کسی را که اشتباه رفته است را طرد میکنند ! 
همیشه در این لحظات عبور از این مکان به رسم ادب فاتحه ای نثار ایت الله منتظری میکنم تا شاید برایش راهگشایی باشد و بعد هم میروم سر مزار حضرت آیت الله بهجت و می ایستم خوب میدانم که ایشان نیازی به فاتحه ی ندارد اما خوب این فاتحه ای که میخوانم برای خودم خوب است ! ایت الله بهجت نعمتی بود که از ما گرفته شد ، نگاه ایشان انسان را متحول میکرد کافی بود نگاهی از روی هدف به کسی داشته باشد آن شخص دیگر همان شخص سابق نبود ! نفسش حق بود و صاحب اثر محال بود دعایش مستجاب نشود!! به نظرم حتی اگر ایشان شخصی را در ذهن خود تصور میکردند و نسبت به آن شخص نظر میکردند همین نظر و یا دعا باعث نجات شخص میشد !!

واقعا فاصله ی بین آدمها چقدر زیاد است یکی آسمانی آسمانی و یکی دیگر زمینی زمینی.....


گاهی اوقات عجیب دلتنگ میشویم .....

یا سید الشهداء

خدا یا خودت خوب میدانی که میخواهم از هوای غیر تو خالی باشم و
پر باشم از هوای بهاری تو 
تا حدی که وقتی می ایستم در مقابل طوفان ها 
فقط هوای تو باشد که از من به دیگران برسد !!