نویسنده: آیت الله محمدهادی معرفت

رجـعـت یـکى از مسائل پیچیده مربوط به دوران ظهور حضرت مهدى (عج ) است ,بر اساس این عـقـیـده گروهى از مومنین به این جهان بازمى گردند تا ظهور دولت حق را مشاهده کنند و از شـکـوفـایـى آن لذت ببرند, و نیز گروهى از منافقین بازگردانده مى شوند تا کیفر دنیوى اعمال ناشایست خویش را بچشند.






موضوع :
مهدویت , 

به حجاب قسم،
که همین روسری‌های آویزان
طناب دارتان می‌شوند…

مد و آرایش در خیابان ها





انسانهای بزرگ را باید از نکات کوچک زندگیشان شناخت.

دیروز نماز ظهر را در دیدار نخبگان میهمان آقا بودیم.همیشه دلخوش به نمازی بودم که نجوای عارفانه امامم را در قنوت بشنوم.

اما اینبار آقا قنوتی بست به کوتاهی یک صلوات!

آری سید ما آنقدر آگاه است که به هوای علمای اهل سنت(که نمازشان قنوت ندارد) قنوتش را آنقدر کوتاه گرفت که به ذکر صلواتی هم نمی رسید.

 




موضوع :
مذهبی , 

دانشجو بود و جوان، آمده بود خط، داشتم موقعیت منطقه را برایش می‌گفتم که برگشت و گفت: «ببخشید، حمام کجاست؟» گفتم: حمام را می‌خواهی چکار؟ گفت: می‌خواهم غسل شهادت کنم. با لبخند گفتم: دیر اومدی زود هم می‌خوای بری. باشه! آن گوشه را می‌بینی آنجا حمام صحرایی است. بعدش دوباره بیا اینجا. دقایقی بعد آمد. لباس تمیز بسیجی به تن داشت و یک چفیة خوشگل به گردن. چند قدم مانده بود که به من برسد یک گلوله توپ زیر پایش فرود آمد.

راوی: حاج حسین یکتا




موضوع :
دفاع مقدس , 

مادر دو بخش دارد:
«ما» و «در»
ما هر چه می‌کشیم از بخش دوم است…

لینک ثابت



موضوع :
دل نوشته , 




موضوع :
دل نوشته , 

در پی درج مطلبی با عنوان احداث نماد فراماسونری اطراف حرم امام خمینی (ره) در فضای مجازی و جلب توجه کاربران و اظهار نظرهای مختلف، بر آن شدیم تا با ارائه توضیحی در این باب توجه شما گرامیان را به نکته ای مهم جلب نماییم....

حرم امام خمینی (ره)




موضوع :
اجتماعی , 

به نام خدا

رسانه های استکباری غزه را سانسور کردند و لی قتل مشکوک ندا آقا سلطان را بارها و بارها پوشش دادند! این است دلسوزی آنها برای ملتها و حقوق بشر! شما چه فکر می کنید؟


حضرت امام خامنه ای: اگر بصیرت نباشد،شخص درتشخیص جایگاه خود وموقعیت دشمن اشتباه می کند.



موضوع :
بیداری اسلامی , 




موضوع :
عکس , دل نوشته , 




موضوع :
عکس , 

این روزها
چقدر دوست دارم
اهل
کرمانشاه می‌بودم.




موضوع :
سیاسی , 

%D9%81%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%B2%D9%87 
%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%88%DB%8C%DA%86 %D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4 کشف 
ساندویچ در خانه اکیا سیاسی




موضوع :
سیاسی , 

یکی از فرماندهان جنگ میگفت: خدا رحمت کند حاج عبدالله ضابط را. برایم تعریف می‌کرد: خیلی دلم میخواست سید مرتضی آوینی را ببینم. یک روز به رفقایش گفتم، جور کنید تا ما سید مرتضی را ببینیم. خلاصه نشد. بالاخره آقای سید مرتضی آوینی توی فکه روی مین رفت و به آسمونها پر کشید.

تا اینکه یک وقتی آمدیم در منطقۀ جنگی با کاروانهای راهیان نور. شب در آنجا ماندیم. در خواب، شهید آوینی را دیدم و درد و دل‌هایم را با او کردم؛ گفتم آقا سید، خیلی دلم میخواست تا وقتی زنده هستی بیام و ببینمت، اما توفیق نشد. به من گفت ناراحت نباش فردا ساعت ۸ صبح بیا سر پل کرخه منتظرت هستم. صبح از خواب بیدار شدم. منِ بیچاره که هنوز زنده بودن شهید را شک داشتم گفتم: این چه خوابی بود، او که خیلی وقت است شهید شده است. گفتم حالا برم ببینم چی میشه.

بلند شدم و سر قراری رفتم که با من گذاشته بود، اما با نیم ساعت تأخیر، ساعت ۸:۳۰٫

دیدم خبری از آوینی نیست. داشتم مطمئن میشدم که خواب و خیال است. سربازی که اون نزدیکیها در حال نگهبانی بود نزدیک آمد و به من گفت: آقا شما منتظر کسی هستید؟ گفتم: آره، با یکی از رفقا قرار داشتیم.

گفت: چه شکلی بود؟ برایش توصیف کردم. گفتم: موهایش جوگندمی است. محاسنش هم این‌جوری است.

گفت: رفیقت اومد اینجا تا ساعت ۸ منتظرت شد نیامدی، بعد که خواست بره پیش من اومد و به من گفت: کسی با این اسم و قیافه مییاد اینجا، به او بگو آقا مرتضی اومد و خیلی منتظرت شد، نیامدی. کار داشت رفت. اما روی پل برایت با انگشت چیزی نوشته، برو بخوان. رفتم و دیدم خود آقا مرتضی نوشته: آمدیم نبودید، وعدۀ ما بهشت! سید مرتضی آوینی.

(و کسانی را که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده‌اند؛ ولی شما نمی‌دانید. بقره، ۱۵۴)




موضوع :
دفاع مقدس , 

شغل طلبه ها چیست

براى کسانى که خارج از دنیاى طلبگى زندگى مى‏کنند، همیشه این سؤال وجود دارد که شغلِ طلبه‏ها چیست؟ آنان براى گذرِ زندگى، چکار مى‏کنند؟ از چه طریقى هزینه‏هاى زندگى‏شان را مى‏پردازد؟ طلبگى، یک شغلِ تمام وقت است. یک شغلِ سخت که با کار و تلاش و صبر و تحملِ بسیار زیاد همراه است. شغلى که بر روى همه زندگىِ شما تأثیر مى‏گذارد و آن را تحتِ تأثیر قرار مى‏دهد. شغلى که نیازى به اداره و میز ندارد، بلکه حتى هنگام قدم زدن در خیابان هم به دنبالِ شماست.

مباحثه

در این رویکرد شغلِ طلبه‏ها، تحقیق و پژوهش در حوزه علومِ دینى است. طلبه‏ها، متخصصان و پژوهشگرانِ حوزه علومِ دینى مى‏شوند. از همین طریق، آنان سؤالات و نیازها و مواردِ شرعىِ دیگران را حل و فصل مى‏کنند. پاسخ به سؤالاتِ دینى و مسائلِ شرعى، آدابِ تولدِ فرزند (مثل اذان گفتن در گوش) و از دنیا رفتن (مثل تلقین) بر طرف کردنِ شبهات، پیشنماز بودن و خواندنِ نماز، آموزشِ مسائلِ دینى و اعتقادى، راهنمایى در معرفىِ سبکِ زندگىِ اسلامى و…

 این سطحِ اولِ این شغل است که ممکن است عده‏اى از طلبه‏ها، فقط در همین سطح باقى بمانند و
به آن بپردازند. طبیعتا کسانى که در این سطح فعالیت مى‏کنند، نیاز به قدرت بیان، روان‏شناسى مخاطب، سرعت به یادآورىِ زیاد و… دارند. طلبه‏هایى که در این سطح مشغول هستند، بدونِ آنکه هزینه یا پولى بگیرند، این کار را انجام مى‏دهند. ممکن است شما در قطار با آنان برخورد کنید، در صفِ نانوایى، در تاکسى، در یک مهمانى، و آن طلبه بدونِ آنکه از شما هزینه‏اى بخواهد، ممکن است ساعتى براى شما وقت بگذارد و به سؤالاتِتان شما پاسخ بدهد.

 اما سطحِ بعدى، منبر رفتن است. منبر هنوز هم یکى از مهمترین جایگاه‏هاى دینى و حتى تاریخى را در میانِ طلبه‏ها دارد که به نوعى، هویتِ آنان به شمار مى‏رود. آگاهى دادن درباره مسائلِ دینى و تاریخى و هشدار و تذکر درباره مسائلِ روز، یکى از مهمترین اهداف در این منابر به حساب مى‏آید.

 تصور نکنید که همه طلبه‏هایى که منبر مى‏روند، با رقمهاى بسیار بالا این کار را انجام مى‏دهند. چند نامِ مشهور را که کنار بگذارید، باقى طلبه‏ها رقمهاى بسیار معمولى براى این کار مى‏گیرند. هر چند باید توجه داشته باشید که منبر رفتن، فقط بالا رفتن از پله‏هاى منبر نیست، بلکه به سالها و ساعتها وقت نیاز است. طبیعتا وقتى که طلبه‏اى کارش این باشد، نمى‏تواند به حرفه دیگرى بپردازد. او باید مدام تحقیق کند و به مسائلِ دینى و روز کاملاً مسلط باشد تا بتواند از عهده منبرهاى سنگین برآید.

 همچون پزشکى که سالها وقت گذاشته و حتى براى نجاتِ جانِ انسانها، هزینه مى‏گیرد، چون زندگى‏اش از این طریق مى‏گذرد و براى اینکه به این درجه برسد، باید تمام وقت در این حرفه بماند، طلبه‏اى که منبرى مى‏شود هم چنین وضعى دارد. به نسبت، طلبه‏هاى منبرى هزینه‏هاى بسیار کمترى نسبت به پزشکان مى‏گیرند و معمولاً هم باعثِ مرگِ بیمارانشان (خصوصا در بیمارستانها بر اثرِ اشتباه) نمى‏شوند.

 اضافه کنید به این لیست، انواع و اقسامِ مشاوره‏هاى رایگانى را که طلبه‏هاى منبرى، به کسانى که بعد یا قبل از منبر به نزدشان مى‏روند و آنان بدونِ هیچ هزینه‏اى، اختلاف و دعواهاى همه را حل مى‏کنند. مشاورهایى که حتى روزها و ماهها، وقت و بى وقت، ادامه دارند.

 هر چند که طلبه‏ها از همان سالهاى اولِ ورود به دروسِ حوزوى، تعلیم دادن را مى‏آموزند، اما تبدیل شدن به اساتیدِ مجرب، سطحِ کاملاً جدایى دارد. تدریس یکى از مهمترین کارهایى است که طلبه‏ها انجام مى‏دهند. اساتیدِ بسیار توانایى که در حیطه علومِ عقلى و نقلى، در زمره بهترین‏ها به حساب مى‏آیند. توجه داشته باشید که اساتید در حوزه، هیچ هزینه‏اى نمى‏گیرند و فقط براى رضاىِ خدا، بالاترین مفاهیمِ علمى را به شاگردانِ خود مى‏آموزند.

 هر کسى مى‏تواند (از هر طبقه و شغل و نژادى که باشد) بر سَرِ دروسِ حوزه (حتى در بالاترین سطوح، همچون درس خارج) حضور یابد و تا هر زمان که بخواهد، آن را پیگیرى نماید. نه کسى از او مى‏پرسد که چرا به این درس مى‏آید و نه کسى مى‏خواهد که فرمى را پر کند و نه هزینه‏اى از او گرفته مى‏شود. این یکى از ویژگیهاى منحصر به فردِ دروسِ حوزوى است که در هیچ محیطِ دانشگاهى، دیده نمى‏شود.

 محقق و پژوهشگر بودن، یکى دیگر از سطوحى است که طلبه‏ها در آن مشغول مى‏شوند. یعنى طلبه‏هایى که با انتخابِ یک رشته تخصصىِ نقلى یا عقلى، تبدیل به محقق و پژوهشگر مى‏شوند و در پژوهشگاههاى علومِ اسلامى، دست به پژوهش و نوآورى مى‏زنند. خوشبختانه امروزه با گسترشِ تعدادِ این پژوهشگاهها و راه افتادنِ کرسى‏هاى بحث و بررسى و مناظره، این سطح از رونق بسیار خوبى برخوردار است، هر چند که همیشه جا براى بهتر شدن و رسیدن به کیفیت بالاتر، وجود دارد.

 فقط عده‏اى از طلبه‏ها مى‏توانند به درجه اجتهاد برسند. همانطور که در سایرِ علوم هم عده‏اى متخصص در یک رشته به خصوص مى‏شوند. (مثل نسبت پزشکانِ عمومى با متخصصانِ جراحى قلب) طبیعتا کسانى که به این درجه مى‏رسند، از احترامِ بسیار زیادى برخوردار هستند و به عنوان استاد و الگو براى دیگران مطرح مى‏شوند که نحوه زندگى و کارى که انجام مى‏دهند، همیشه مورد توجه دیگران است.

 البته این ماجرا یک روى سکه دیگر هم دارد. اینکه هستند طلبه‏هایى که در کنارِ درس و بحثى که دنبال مى‏کنند، به کارهایى خارج از حوزه مى‏پردازند. تقریبا دو دلیلِ اصلى، باعثِ این گرایش مى‏شود.

 اول، انتخاب اشتباهِ کسانى است که دیدگاهِ نادرستى درباره درسِ حوزه داشته‏اند. خواندنِ درسِ حوزه، بسیار مشکل و وقت گیر است و طبیعتا به ساعاتِ بسیار زیاد تحصیل و تحقیق نیاز دارد. طبیعتا این عده پس از مدتى، دچار یأسِ تحصیلى و علمى مى‏شوند و با اینکه هنوز از این لباس خارج نشده‏اند، اما به کارهاى دیگرى به جز امورِ طلبگى مى‏پردازند.

 دوم، فشارِ مشکلات مالى و زندگى است که باعث مى‏شود بعضى از طلبه‏ها، مجبور شوند که به کارهایى به جز طلبگى، اشتغال ورزند که متأسفانه با اینکه بعضى از آنان بسیار با استعداد هستند، اما ضرباتِ جدى به پیشرفت تحصیلى و علمى آنان مى‏زند.

 بر خلافِ تصورِ اشتباهى که مى‏گوید طلبه‏ها بودجه‏هاى به خصوصى از فروشِ نفت و دیگر کالاهاى مهمِ کشور دارند، طلبه‏ها تقریبا به طورِ مستقل کار مى‏کنند. شهریه‏اى که به آنان پرداخته مى‏شود، نه از سهمِ نفت که سهمِ امام از پولِ مسلمانانى است که به عنوانِ وجهِ شرعى باید به امامِ معصوم پرداخته شود. در زمانِ غیبت، این پول صرفِ امورِ ترویج و تبلیغِ دروسِ دینى و علومِ آل محمد مى‏شود. هر کسى با میلِ خودش آن را مى‏پردازد و عدمِ پرداختِ آن، باعث زندانى شدن و دادگاهى شدن نمى‏شود.

 توجه داشته باشید که این شهریه، فقط به طلبه‏هایى داده مى‏شود که در حوزه هستند و شغلِ دیگرى نداشته باشند. پس اگر طلبه‏اى معلم شد و در دبیرستان یا دانشگاه به کار پرداخت یا شغلِ دیگرى را برگزید، طبیعتا شهریه‏اش هم قطع مى‏شود.

 توجه داشته باشد که میزان این شهریه در یک ماه، به طورِ متوسط حتى هزینه اجاره یک منزل را هم فراهم نمى‏کند، چه برسد به یک زندگى مرفه و بدونِ مشکل.

 آرى، اگر قصد دارید طلبه بشوید و به این دنیا قدم بگذارید، بهتر است خودتان را براى تلاش و کوشش آماده کنید. راهى که بر گزیده‏اید، با سختى‏هاى فراوانى همراه است، اما لذت و شعفى که به دنبال دارد، بینهایت است و براى همیشه با شما خواهد ماند.

 




موضوع :
دل نوشته , 

مهدی کروبی شب گذشته به جمع خانواده و نزدیکانش رفت و چندین ساعت به شب نشینی با آنان پرداخت.
 
 
 
بقیه در ادامه مطلب...



موضوع :
سیاسی , 


زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت


موضوع :
مذهبی , 




موضوع :
عکس , 


امام رضا (ع)





موضوع :
عکس , 

حجةالاسلام و المسلمین دکتر آقاتهرانی در یکی از خاطرات خود می گوید: یک روز جلوی در موسسه دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود....





موضوع :
مذهبی , 

یه روز توی دبیرستان
یه مشک کشیدم کلی تیر بهش خورده بود
ولی خالی نشده بود
پر آب بود،
استادمون از اون رئالیست ها بود کلی داد و بیداد کرد
من هم زیر چشمی نیگاش کردم
و

گفتم آرزوم رو کشیدم

فقط نیگام کرد . . . نیگاش نکردم که اشک های یه مرد رو نبینم
همین!!

بعدنوشت: . . . ارکب بنفسی انت



موضوع :
دل نوشته , 

للحق

طرح نوشت : متاسفم برای آن ها که بخاطر مرگ ندا ، حلقوم دریدند اما هیچ کدام علی الجوادهای بحرین را ندیدند! متاسفم که ما از کشته شده گان هم استفاده ابزاری می کنیم.

کاملا بی ربط : ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت




موضوع :
بیداری اسلامی , 




موضوع :
مهدویت , 

سخت است حال عاشقی كه نمیداندمحبوبش نیز هوای او را دارد یانه؟
ای شهیدان!

حتما مطالعه کنید... در ادامه مطلب




موضوع :
دفاع مقدس , 

          بقیه در ادامه مطلب




موضوع :
سیاسی , 

حاجی ! تمام گشته مهماتمان، تمام
ما مانده ایم و چند تنِ نیمه جان،تمام
ما  مانده ایم  و  غربت  تلخی از  ابتدا
تا  انتهای  وحشت  آخر  ، زمان  تمام
خرچنگ هـا مـحـاصـره را تنگ کـرده اند
اما امید ماست خدا ؛ بی گمان ، تمام
حاجی!خدا کند که بفهمی چه دیده ام
از پشـت زخـم های دل آسمان ، تمام
این  جا  هنوز  اول  خطِّ  شروع  ماست
پایان انتـظارِ بـه خـون خفته مان ، تمام
فرصت گذشته است ؛ مرا هم حلال کن
شاید شکسته شیشه عمر جهان،تمام
تنهاصدای خش خشِ بیسیم بود و بس
تنها  صدای  اشهد  یک  نـوجوان ، تمام
 10سالِ  بعد  ،  کار  تفحص  نتیجه  داد
بی سیمِ تکه تکه و یک استخوان، تمام
حالـا  کـنار  تـربـت  حاجی  نوشته انـد :
گمنام، عشق ما و خدا ،بیکران....تمام



موضوع :
دفاع مقدس , 


تعداد صفحات : 9

 | ... |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 | 
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic