آنچه مسلم است رفتن جشنواره کودک از همدان به اصفهان به دلیل مسائل اداری و شاید بی توجهی و ضعف مدیریت مسئولین استان بوده و نه به تعبیر آقایان خشکه مقدسی. ولی در سخنان امام جمعه محترم شهرستان همدان در جلسه شورای اداری هفته  گذشته در استانداری همدان موارد به گونه ای تداعی شد که گویا دلیل اصلی رفتن جشنواره کودک از همدان به اصفهان  نه تنها به خاطر ضعف مدیریتها و کاستی ها و شایدمشکلات اداری و بودجه نبوده بلکه عده ای با تعصب نابجا و به تعبیر ایشان خشکه مقدس باعث شده اند که جشنواره کودک از همدان برود هر چند طی دو هفته گذشته بعضی افراد فرصت طلب در نشریات خود با تمسک به این بهانه آنچه از قلوب مریضشان تراوش کرده بود نسبت به مردم متدین همدان در مقالات خود نگاشتند لیکن روی سخن ما با امام جمعه استان است که چرا در شرایطی که تبیین فرمایشات مقام معظم رهبری درخصوص جایگاه ولایت و اختیارات او و یا پرداختن به مشکلات اصلی استان  که مهمترین موضوع روز آنهم در شورای اداری استان می توانست باشد در چنین شرایطی بدون در نظر گرفتن ضعف ها و کاستی های مدیریتی در این راستا با گفتن چنین جملاتی و گرفتن چنین موضعی ناخواسته به فکر دست و پا کردن دلیلی غیر موجه برای رفتن جشنواره کودک از همدان برای لاپوشانی، کوتاهی و قصور دیگران افتاده اند؟  به قول شاعر: گنه کرد در بلخ آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسگری . آیا دلیل رفتن جشنواره  کودک از همدان مردم یا به تعبیر ایشان خشکه مقدسها بوده اند ؟ و اگر چنین نیست (که نیست) آیا اقشار متدین جامعه که معترض به رقاصی و هرزگی عده ای اوباش در سالن شهید آوینی بوده اند خشکه مقدس هستند ؟اگر اینها خشکه مقدسند پس متدینین واقعی باید کسانی باشند که مثل رئیس جبهه اصلاحات با هفت زن نیمه عریان با لباس پیامبر و عمامه سیادت دست می دهند  و هیچگاه از عملکرد ناصواب خود هم عذرخواهی نمی کنند. تردیدی نیست که این بخش از فرمایشات امام جمعه بهانه ای برای افراد فرصت طلب گردیده و زمینه های تردید و دودلی را فراهم نموده است. سئوال اینجاست اگر کسی به حیف و میل بیت المال و ایجاد نارضایتی در مردم و هرزگی و رقاصی زنان در یک مراسم رسمی معترض شد ، خشکه مقدسی است؟ واضح است که هیچکدام از مردم متدین و ولایتمدار همدان به اصل جشنواره اعتراضی نداشته اند و اگر اعتراضی بوده به تخلفات و گناهان علنی در اجرای بعضی برنامه های آن بوده است.آیا متهم کردن افرادی که گله مند از هزینه های بدون حساب و کتاب از بیت المال برای عده ای خاص آنهم با قیافه های غربی و کاسب کارانه بوده اند به خشکه مقدسی بی انصافی در حق افراد متدین جامعه نیست؟

  ای کاش امام جمعه می دانستند بعضی مجریان و بعضی به اصطلاح هنرمندان برای چند ساعت کار به اصطلاح هنری چه پولهای کلانی را از بیت المال به جیب زدند. ای کاش امام جمعه محترم هزینه های هنگفت هتل ها  و نوع غذا ها و تفریح و تفرج پسرک ها و   دخترکهای نیمه عریانی که در طول برگزاری جشنواره در همدان با هزینه های نجومی در منظر مردمی که شهرشان معروف به دارالمجاهدین، دارالجهادو دارالمومنین است را می دیدند و عملکرد آنها را می دانستند و آنگاه قضاوت می کردند که چقدر در جلسه شورای اداری منصفانه موضع گرفته اند ؟ آیا اعتراض به این ناهنجاریهای بدیهی خشکه مقدسی است؟

ای کاش امام جمعه می دانستند که هزینه افتتاحیه و اختتامیه جشنواره کودک چه قدر سرسام آور بود، بعید است در قانون اساسی و چشم انداز توسعه فرهنگی کشور این قبیل کارها از مصادیق امور لازم و مشروع باشد که چشم اندازی که امام خامنه ای از انقلاب اسلامی به نظام ، دولت و کشور و تمدن اسلامی بسط می دهند با آن منافات دارد. امام جمعه محترم همدان از فقر در کوچه پس کوچه های پایین شهر خبر دارید؟ آیا انصاف است برای فردی که با آن سر و وضع بسیار نامناسب به همدان می آید تا کمری بجنباند، چرا باید اینقدر برای او هزینه شود و هیچ گونه ثمری هم برای استان نداشته باشد و تازه نصف اتاق های اجاره شده خالی بماند و از این طرف افرادی نگران چکه کردن سقف خانه خود باشند. اگر اینها خشکه مقدسی است با جان و دل فرمایشات حضرتعالی را خریداریم.  اما مهمترین چیزی که در رفتن جشنواره از همدان مشهود و ملموس است کوتاهی و قصور بعضی از مسئولین است که مدیریت های  بالا را به این نتیجه رساند که همدان نمی تواند این جشنواره را به سرانجام مقصود برساند نه اعتراض چند دانشجو .... یا به تعبیر شما خشکه مقدسی عده ای از مردم!

امام جمعه همدان ما از حضرتعالی به عنوان نماینده ولی فقیه در  استان انتظاراتی فراتر از این حرف ها داریم . حضرتعالی اگر یارمان نیستید سنگ هم در سر راهمان نیندازید امام جمعه محترم هم اکنون در استان شاهد آن هستیم که بعضی ازجوانان غافل با موجودی در خیابان های همدان دارالمومنین میچرخند که ما از شما علمای دینمان  آموخته ایم که این موجود نجس است .

آیا حضرتعالی این را از مصادیق ناهنجاری هایی که در کنار آن گونه برنامه ها  بود نمیدانید ؟الحمد الله ترقی معکوس هم میکنیم وبجای اینکه از مزایای این پتانسیل بالقوه از لحاظ اقتصادی و فرهنگی برای استان استفاده کنیم از.........

اگر امکان دارد فکری هم به حال برخورد با نهادهای مسئول در این زمینه بکنید                                                                                                                                                                                        

در پایان ما هم  در زمینه ی انتقال جشنواره از همدان بسیار خوشحال و مسرور هستیم .




موضوع :
اجتماعی , 

هاشمی رفسنجانی به این خوبی، به این صبوری، به این آزاداندیشی، به این تحمل صدای مخالف، به این پذیرای مطبوعات مختلف، به این تحمل احزاب مختلف، باید الان رییس جمهور می‌شد نه 20 سال پیش!

داشت یادم میرفت به این ولایت مداریش . به این همه علمش . به این بچه هاش و...







موضوع :
سیاسی , 

اظهار نظر عجیب امام جمعه همدان در مورد وظیفه امام جمعه در استان و برخود با بی حجابی ...!!!

وقتی رهبر نمیتواند با بد حجابی برخود کند از ما چه انتظاری دارید...!

در استان امام جمعه حق دخالت در کارهای اجرایی ندارد....!( بر خلاف نظر رهبر )

و......



موضوع :
سیاسی , 

آن چه می‏خوانید متن کامل سخنرانی حجت الاسلام روح الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در جمع طلاب مدرسه حقانی است. سخنانی که شاید در ردیف جنجالی ترین سخنرانی‌ها‌ی تاریخ معاصر ثبت گردد. سخنان حسینیان كه در این صفحات مى‏آید، در تابستان غم‏آلود 1378، بعد از قضایاى كوى دانشگاه، در جمع طلاب مدرسه حقانى قم ایراد شده است. اكثر این حرف‏ها در آن روز براى بار اول گفته مى‏شد. عده‏اى پذیرفتند و تأیید كردند، و عده‏اى از درِ انكار و تكذیب برآمدند. عده‏اى كه عاقل‏تر بودند تكذیب نكردند، سكوت كردند تا شاید «فتیله ماجرا پایین كشیده شود.» چند نفرى هم كه گفتند از وى شكایت مى‏كنیم، تا حالا كه بیش از هفت سال از آن ماجرا گذشته، هنوز شكایت نكرده‏اند!


موضوع :
سیاسی , 

ایستاده ایم

علت شلاق‌هایی هم که بر پیکر تاثرناپذیر جمهوری اسلامی پی‌درپی وارد می‌کنند همین است؛ چون ((ایستادیم)) ما.
(ایستادن ِ امیدوارانه)؛ نه ایستادن ِ ناامیدانه.
بعضی‌ها ایستاده‌اند و می گویند: ما تا آخرین نفس بنا داریم بایستیم، تا آخرین قطره‌ی خون‌مان را هم خواهیم داد.
ما البته اگر پایش بیافتد تا آخرین قطره خون را می‌دهیم؛ اما…
اما می‌دانیم به آخرین قطره‌ی خون نمی‌رسد…

امام خامنه ای (مدظله العالی)

اماما مگر مرده ایم ما که خون شما جاری شود…

کلامت و نفوذ کلامت آتشی به دلم زد که فریاد برآرم:

به آخرین قطره خونم نمی رسد
آنکه وجودش پر از کینه ماست
تا اوج رفته ایم، از تاثر بری شدیم
امید همنشین دل و جان و سینه ماست




موضوع :
سیاسی , 



وقتی حسین هست اگر در صحنه نباشی ،

فرقی نمی کند هر کجا که می خواهی باش،


   چه بر سر سفره شراب

                                        چه ایستاده بر نماز....




موضوع :
دل نوشته , 

الان صحنه کربلا دوباره در تاریخ تکرار می شود، الان پسر فاطمه (س) امام امت اعلام کرده که اگر تمام دنیای کفر علیه ما برخیزند خودم به همراه بسیجیها به مقابله برمی خیزیم. نگذارید پرچم و سلاح برادرتان بر زمین افتد و برزمین بماند. عزیزان، خوبان خداوند رفتند و آنها هم که مانده اند مسئولیتی بس سنگین روی دوششان است.

پیغمبر می فرمایند: دوران آخر زمان که فرا می رسد، شهادت خوبان امت مرا گلچین می کند. آیا مگر امام حسین(ع) قبل از حرکت از مدینه به طرف کربلا نمی دانست به شهادت می رسد؟ اهل بیتش را به اسارت می برند؟ مگر نمی دانست که سیلی به روی دخترش می زنند؟ مگر نمی دانست خواهرانش را با تازیانه می زنند؟ که خواهرش اعلام می کند یا جدا اگر نامحرم اینجا نبود پیراهنم را بالا می زدم و جای تازیانه را به شما نشان می دادم.

چرا می دانست، امام حسین (ع) با تمام این مسایل پا به میدان گذاشت و گفت: اگر دین جدم جز با کشته شدن من استوار نمی گردد پس ای شمشیرها مرا دریابید. چرا ما نباید خانواده و مشکلات و مسائل دینوی را رها کنیم و به جبهه بشتابیم؟ باید با تمام قدرت به یاری اسلام بشتابیم. اگر امروز با قدرت اسلام را یاری کردیم اسلام در سراسر جهان گسترش پیدا می کند و اگر خدای نکرده اسلام را یاری نکنیم اسلام محو می شود و باید تا ابد در ظلمت زندگی کنیم که ننگ از این زندگی بهتر است. مگر اسلام بعد از شهادت ابا عبدالله گسترش پیدا نکرد و خون اباعبدالله باعث پیشرفت اسلام نگردید؟

سخنی با برادران پاسدار دارم. عزیزانی که امام امت فرمودند: ای کاش من هم یک پاسدار بودم. برادران عزیزم نکند خدای نکرده صمیمیت از بین شما برداشته شود. سعی کنید صمیمیتتان همیشه حفظ شود. دومین مسئله، نگذارید اسلحه همرزمانتان بر زمین بیفتد و راه آنها را ادامه دهید. شما از طالبین حضور در جبهه باشید. به خدا قسم مال زرق و برق دنیا همه از بین رفتنی است، آن چیزی که باقی می ماند اعمال شما می باشد که به فریاد شما می رسد. نکند هر موقع به شما اعلام کردند که بروید جبهه برای رفتن به جبهه بهانه بیاورید. بدانید که پاسدار نیستید و به خون شهداء خیانت کرده اید. هیچ مشکلی نباید مانع شود که اسلام را یاری کنید که اگریاری نکنید، تا ابد در ظلمت باید زندگی کنید و باید جوابگوی شهداء باشید که مردانه جنگیدند و شهید شدند. اینها از همه چیز خود گذشتند و به خاطر رضای خداوند و تحقق اسلام شهید شدند. مادرم مرا حلال کن. چرا؟ چون آن طوری که اسلام گفته است به شما خدمت نکردم. شما هم برایم پدر بودید و هم مادر. امیدوارم که مرا حلال کنید و صبور باشید. خداوند همیشه با صابرین است. به دو فرزندم هم بگویید که پدرتان در راه رضای خداوند و برای پیشبرد اسلام شهید شده است.

برادرم، نگذار آنها کمبود بی پدری را بکشند. خداوند یار همگی شما باشد برای شفاعت این حقیر دعا کنید و از کلیه اقوام آشنایان برایم حلالیت بطلبید.




موضوع :
مذهبی , 

   و این بحر طویل است...

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...




موضوع :
دل نوشته , 

محرم که می‌آید؛
دلت را با خودش می‌برد.

 

می‌برد و آن را منزه می‌کند، از زنگارهای روزگار.
می‌شوید، عطرآگین می‌کند، صیقل می‌دهد، پاک می‌کند.

 

محرم که می‌آید؛
دل‌ها خدایی می‌شود،
چشم‌ها هم...

 

و آن را دلیلی نیست، به جز معجزه‌ی خون خدا.
خونی که شراره‌های آن، تا قیام قیامت در دل ظلم‌ستیزان می‌جوشد.




موضوع :
مذهبی , دل نوشته , 

با آب طلا  نام حسین قاب کنید           با نام حسین یادی ازآب کنید

خواهید که سر بلندو جاوید شوید        تا آخر عمر تکیه به ارباب کنید




موضوع :
دل نوشته , 

http://leader-khamenei.net/image/khamenei/wallpaper89/seyyed.al-shohada-%5Bwww.Leader-Khamenei.com%5D.jpg


موضوع :
عکس , 

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک حضرت امام حسین بن علی از طرف شیعیان و مسلمانان :
شتابان خود را به کوفه برسان
، مردم در انتظار قدوم شما هستند .نظری به فرد دیگری غیر از شما ندارند. آنچه می خواهند این است : هرچه زودتر ،  آری هرچه زودتر، هرچه زودتر خود را به کوفه برسانید ، خدا نگه دارت .



موضوع :
دل نوشته , 

خون شهید، جاذبه‌ی خاک را خواهد شکست؛
و ظلمت را خواهد درید؛
و معبری از نور خواهد گشود؛
و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن،
هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد.

 




موضوع :
دل نوشته , 

بارالها! اَجلم را تو به تأخیر انداز
چند روزیست دلم تنگ محرم شده است ...


موضوع :
دل نوشته , 

اگر که مانع ظهورت وجود پست من است دعا نما که بمیرم ....


موضوع :
دل نوشته , 

چشم وا کن احد آیینهء عبرت شد و رفت

 دشمن باخته بر جنگ مسلط شد و رفت

 آنکه انگیزه اش از جنگ غنیمت باشد

 با خبر نیست که طاعت به اطاعت باشد

داد و بیداد که در بطن طلا آهن بود

چه بگویم که غنیمت رکب دشمن بود

داد و بیداد برادر که برادر تنهاست

جنگ را وا مگذارید پیمبر تنهاست

 یک به یک در ملاء عام و نهانی رفتند

همه دنبال فلانی و فلانی رفتند

همه رفتند غمی نیست علی می ماند

جای سالم به تنش نیست ولی می ماند

مرد مولاست که تا لحظهء آخر مانده

دشمن از کشتن او خسته شده ٬در مانده

در دل جنگ نه هر خار و خسی می ماند

جگر حمزه اگر داشت کسی می ماند

مرد آن است که سر تا قدمش غرق به خون

آنچنانی که علی از احد آمد بیرون

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می رسد قصه به آنجا که علی دل تنگ است

می فروشد زرهی را که رفیق جنگ است

چه نیازی دگر این مرد به جوشن دارد

وان یکاد از نفس فاطمه برتن دارد

کوچه آذین شده در همهمه آرام آرام

تا قدم رنجه کند فاطمه آرام آرام

فاطمه فاطمه با رایحهء گل آمد

ناگهان شعر حماسی به تغزل آمد

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می رسد قصه به آنجا که جهان زیبا شد

با جهاز شتران کوه احد برپا شد

و از آن آینه با آینه بالا می رفت

دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حرا بعثت دیگر آرد

پیش چشم همه از دامنه بالا می رفت

تا شهادت بدهد عشق ولی الله است

پله در پله از آن ماذنه بالا می رفت

پیش چشم همه دست پسر بنت اسد

بین دست پسر آمنه بالا می رفت

گفت: اینبار به پایان سفر می گویم

" بارها گفته ام و بار دگر می گویم"

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است

کهکشان ها نخی از وصلهء نعلین علی است

واژه در واژه شنیدند صدارا اما...

گفتنی ها همگی گفته شد آنجا اما

سوخت در آتش و بر آتش خود دامن زد

آنکه فهمید و خودش را به نفهمیدن زد

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

شهر اینبار کمر بسته به انکار علی

ریسمان هم گره انداخته در کار علی

بگذارید نگویم که احد می لرزد

در و دیوار ازین قصه به خود می لرزد

می رود قصهء ما سوی سرانجام آرام

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

می نویسم که "شب تار سحر می گردد"

یک نفر مانده ازین قوم که برمی گردد




موضوع :
دل نوشته , 

* یه چیزهایی تو زنهای قدیمی هست که ما خودمون رو بکشیم نمیتونیم مثل اونا باشیم. نمیدونم واقعا مدرن بودن این بلا رو سرمون آورده یا ربطی نداره و اینا از مشخصات بودن در این سن هستش. کسی چه میدونه شاید اونام وقتی هم سن و سال ما بودن، مثل ما دختر امروزی زمان خودشون بودن. منظورم دقیقا یه حس مادرانه هست. انگار مادر بودن تو خونشونه. دقت کردید؟ بغلشون شفابخشه انگار. خیلی مامانن…

* دیشب توی اتوبوس یه خانم جوون کنار من نشسته بود. خانمه خیلی سن و سال کمی داشت. یه بچه توپول هم بغلش بود. بچهه خیلی بی تابی میکرد. خانمه هم بچه رو هی تکون تکون میداد گاها تکونهای شدید و بدون اینکه چیزی بگه یه موبایل از این مدلای اسباب بازی در آورد که توی موبایله یه بچه با صدای بلند میخوند: آهویی دارم خوشگله. خلاصه هیچکدوم از اینکارها باعث نمیشد، بچهه از گریه کردن و سر و صدا دست برداره.

* تا اینکه یه خانم حدودا ۵۰ ساله از عقب اتوبوس پا شد اومد جلو و بچه خانمه رو گرفت و در حالیکه با نوایی مادرانه بچه رو ناز میداد و آروم تکون میداد به خانم جوون گفت: بچه رو باید یواش تکون بدی. حتما تازه غذا خورده. چرا اینقدر پیچوندیش؟ درسته هوا سرده ولی بخاری اتوبوس که روشنه. کمی کلاشو کنار میذاشتی بچه هوا بخوره. هرچه بیشتر اینطوری بارش بیاری مقاومت بدنش کمتره. بعد گفت: بشین خودت یواشکی با بچه حرف بزن. چیه این صدای موبایل که بلند میخونه؟ بچه چی حالیشه که آهو چیه؟ موبایل چیه؟ ولی صدا و بغل مادرشو میشناسه.

* بعد بچه رو همینطوری یواشکی تکون میداد و در حالیکه لب پائین بچه رو با انگشتش نوازش میداد، و یه چیزهایی برای ناز دادن میگفت، اونو آروم کرد. شاید باور نکنید، بچه ظرف ۵ دقیقه کاملا آرومه آروم شده بود. بعد موبایله رو از دست خانوم جوون گرفت و در حالیکه تو چشمهای بچه نگاه میکرد و میخندید موبایله رو یواشکی جلوی صورتش تکون تکون میداد، بچه هم باهاش میخندید:
آهویی دارم خوشگله / فرار کرده ز دستم/ دوریش برام مشکله
کاشکی اونو می بستم/ ای خدا چی کار کنم/ آهو مو پیدا کنم




موضوع :
اجتماعی , 

دنیا طلبان دل نگرانی دارند
بیم از خطر جنگ جهانی دارند
مهدی طلبان کفن به دوشند همه
چون بیعت صاحب الزمانی دارند.



موضوع :
مهدویت , دل نوشته , 

آمده بود مرخصی.

داشتیم درباره منطقه حرف میزدیم.

 لابه لای صحبت گفتم:«کاش میشد من هم به همراهت به جبهه بیایم!»

حرف دلم را زده بودم.

لبخندی زد و پاسخی داد که قانعم کرد.

 گفت:«هیچ می دانی سیاهی چادر تو از سرخی خون من کوبنده تر است؟! همین که حجابت را رعایت کنی مبارزه ات را انجام داده ای»



موضوع :
دفاع مقدس , 

من حجابم خوب نبود .

سال اخر دبیرستان بودم سال 82 تو یک تصادف خواهرمو از دست دادم خیلی بدتر شدم

نه اینکه بخوام انتقام بگیرم و لج کنم و اینا، نه! فقط میخواستم سرم گرم بشه بیشتر ارایش میکردم بیشتر بیرون میرفتم خلاصه وضعیت خوبی نداشتم ولی همیشه دخترای چادری رو که میدیدم انقدر ساده و راحتن حسرتشونو میخوردم.

مامان بابام ناراحت بودن از وضعیتم.

ولی خدا شاهده هیچ وقت نمازمو ترک نکردم.این خیلی مهمه.

عید 85 مامانم رفت کربلا اونجا به امام حسین گفته بود روم نمیشه بیام توی حرمت، دخترمو هدایت کن.

اعتکاف شد و من خیلی ناخواسته نام نویسی کردم. اسم امام علی که میومد اشک امانم نمی داد من اونجا حجاب نخواستم ولی همه چیز یک جا بهم داده شد.

خلاصه وقتی اومدم خیلی نگران بودم که با بیرون رفتنم ثواب اعتکافم باطل بشه.

کم کم ارایشمو کم کردم و هد زدم به موهام.

کلاسی هم که میرفتم رو کم کم رها کردم چون مختلط بود.

کم کم ذوق چادر اومد توی دلم.

محرم شد رفتم روضه با چادر . احساس کردم امام حسین جلوم ایستاده و چادر سرم میکنه . دیگه نخواستم چادرمو بردارم

عاشق چادر شدم . کاملا مسیر زندگیم تغییر کرد.

الان به لطف خدا زندگیه خوبی دارم خدا یه شوهر خوب از اون نازنینا بهم داده میدونی چرا؟ حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده اند: کسانی که توبه میکنند خدا به آنها چیزهایی میدهد که به هیچ کس دیگر نمیدهد.

خاطره از یک ....




موضوع :
اجتماعی , 

آهسته گویمت نکند بشنود رباب
از عمر اصغرش فقط یک ماه مانده است...




موضوع :
دل نوشته , 



تعجب می کنم ؛ واقعاً هم تعجب می کنم. برداشته اند دو سه تا عکس از محمد رضا شجریان و گوگوش و شجریان و مجری زن یک شبکه ماهواره ای انداخته اند در سایتها و ملت هم هی به این دو تا نگاه می کنند و بد و بیراه نثار شجریان می کنند که اَل و بَل.

آقای عزیز! خانوم محترم !

گناه شجریان این نیست که با گوگوش عکس انداخته یا با آن یکی خانوم سر لخت دیگر، مگر در محافل خصوصی این آقایان و خانومها چیز دیگری بجز این حالتها انتظار دارید؟ اگر غیر از این فکر می کرده اید بدانید خیلی از مرحله پرت هستید.

ضمن اینکه این گناهان برای این افراد و اصولاً برای هر کس دیگری، به نوعی جزو گناهان خصوصی و شخصی آنها تلقی می شود و شاید  گیر دادن ما به آنها خیلی وجهی نداشته باشد. ما در اسلام دو نوع گناه داریم : یکی معصیتهایی که شخص در خلوت خودش انجام می دهد که بار مجازاتی مشخصی دارد و بیشتر وقتها با توبه، این نوع گناهان خیلی سریع از پرونده اعمال شخص حذف می شود و اما نوع دیگری از گناهان هم هست که وجه اجتماعی آن غالب است و مجازات آن هم بسیار شدیدتر و توبه از آن بسیار سخت تر و در مواردی محال و غیر ممکن است . شاید حدیث معروف ِ «الغیبة اشد من الزنا» به نوعی تفاوت این دو گناه را نشان بدهد که اولی تخریب وجهه شخص یا اشخاص دیگر در اجتماع است و دومی گناهی شخصی و خصوصی است که عمدتاً کسی هم از آن آگاه نمی شود و اگر کسی هم با خبر بشود حق اعلام عمومی آن را - مگر با شرایط بسیار سخت - ندارد.

آقایان محترم ! خانومهای گرامی !

گناه شجریان عکس گرفتن کنار یک پیرزن 59 ساله یا یک دخترک تازه به دوران رسیده نیست؛ گناه شجریان حضور در تحریریه شبکه معاند و بهایی پرور و صهیونیستی بی بی سی فارسی و اتفاقاً عکس یادگاری گرفتن با عناصر فرقه ضاله بهاییت و صهیونیستی است ؛ گناه شجریان توهین به امام خمینی این احیاگر سترگ اسلام ناب محمدی در قرن بیستم و دمنده روح تکلیف و بیداری به مسلمانان و مستضعفان جهان است که در مصاحبه با رادیو آمریکا ابراز کرده است.

    

آری . شجریانی که روزی در حرم مطهر ثامن الائمه "ع" قرآن می خواند و روزی « ربنا»یش زینت بخش لحظه های افطار ما بود، الان در دامان شیطان بزرگ و صهیونیسم و شبکه بهایی پرور بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و ...به امام و مردم و انقلاب اسلامی ملتش توهین می کند. این است که آرزو می کردیم کاش او تنها با یک دخترک جویای نام یا یک بیوه زن چند شوهر عوض کرده 59 ساله عکس انداخته بود و سطح معصیت کاری او به همین جا ختم می شد.

پ . ن : این هشداری است برای همه ما - تک تکمان - که نکند به سابقه خوبمان  در انقلاب و فعالیتهای دینی و سیاسی، غره شویم و یابو برمان دارد که من آنم که رستم بود پهلوان و فراموش کنیم که گاهی یک لحظه غرور و جدایی از خط دین و مکتب، می تواند ما را برای همیشه به ضلالت ببرد. پس جا دارد که دعا کنیم :

ربنا ! لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا ...




موضوع :
سیاسی , 


هرچی فکر کردم نتونستم عنوان پیداکنم برای این عکس شما هرچی دوست دارین اسم بزارید...



حالم گرفته شد این عکسو دیدم...








خدایا مارو شرمنده شهدا و جانبازها نکن....




موضوع :
دفاع مقدس , 


تعداد صفحات : 9

 | ... |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 | 
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ   |   Designed By Ashoora.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات